آرزوي برباد رفته هيده يوشي تويوتومي براي برپايي ژاپن بزرگ

در آخرین دهه قرن 16 ژاپن به رهبری ژنرال تویوتومی هیده‌ یوشی  دو تهاجم ناکام به شبه جزیره کره را به راه انداخت . هدف کلی این دو تهاجم بدست آوردن پایگاهی در خشکی به عنوان سکوی پرش برای حمله وفتح چین بود .


پس از نزدیک به هفت سال جنگ و گفت و گو های آتش بس در کره ،  ژاپن از رسیدن به خواسته اش ناکام ماند که برآیند عواملی چون فرماندهی عالی دریاسالار کره ای  یی سان سین  ، فعالیت های پارتیزانی پیوسته کره ای ها و کمک نظامی چین به کره و صد البته مرگ ژنرال هیده‌ یوشی  می شد .

نقشه جغرافیایی کره و ژاپن روی نقشه


هیده‌ یوشی  بیشتر دهه قبلی را به مبارزه برای یکپارچه کردن ژاپن گذرانده بود و با مطیع ساختن استان شمالی هونشو این یکپارچگی را در سال 1591 بدست آورد سپس به فتح سرزمینهای دیگر چشم دوخت . در اصل در سال 1585 در بحبوحه نبردهای اتحاد او نقشه حمله به چین را در سر می پروراند. فکر حمله به چین زمانی که هیده یوشی افسری زیر دست ژنرال اودا نوبو ناگا بود به سر او خطور کرد ، او رویای فتح چین به افتخار ژاپن را در سر می پروراند.

پس از بدست آوردن کنترل قاطعانه بر سراسر ژاپن ، هیده یوشی فرستادگانی برای احیای روابط به کره فرستاد روابطی که در دهه های گذشته به دلیل حملات دزدان دریایی ژاپنی به سواحل کره آسیب دیده بود . این فرستادگان درخواست عادی سازی روابط را به پادشاه کره ، سونژو ، دادند مشروط به اینکه پادشاه اجازه دهد ارتش ژاپن آزادانه از خاک کره عبور کرده و عازم تسخیر چین شوند .

کره مشتاق به برقراری مجدد روابط با ژاپن بود اما نه به این اندازه !

برای قرنها کره ، خراجگزار چین بود و در این مقطع آمادگی از بین بردن روابط خود با چین را نداشت بنابراین درخواست ژاپنی ها را به صراحت رد کرد . سونجو که نگران نقشه های هیده یوشی بود فرستادگانی را به ژاپن گسیل داشت و تلاش کرد تا از نیات واقعی او آگاه شود اما این فرستادگان با گزارشهایی ضد و نقیض بازگشتند به هر روی سونجو ترجیح داد تا به گزارشها مبنی بر عدم تمایل هیده یوشی به حمله به کره دل خوش کند  در نتیجه هیچ گونه آمادگی نظامی برای دفاع از شبه جزیره کره انجام نشد در این زمان ژنرال هیده یوشی در حال تدارک ارتشی 225000 نفری برای یورش به کره در بهار1592 بود .

هسته این ارتش تعداد زیادی سامورایی بودند که سواران و سربازانی نمونه بودند ، افرادی که سالهای طولانی جنگ داخلی آنها را بسیار جنگ آزموده کرده بود . باقی این ارتش را سربازانی که بیشتر محلی های استانهای گوناگون بودند تشکیل می داد. این ارتش به خوبی آموزش دیده بود و به توپ و تفنگ های فتیله ای  و شمشیرهای بلند مجهز شده بود و البته توسط فرماندهانی لایق فرماندهی می شد . این فرماندهان در واقع دایمیو  های استانهای گوناگون بودند که سوگند وفاداری به هیده یوشی خورده بودند  { دایمیو اصطلاحی کلی بود که به زمین داران و اربابان در دوره پیشامدرن اطلاق می شد.}

هیده یوشی هم چنین برای حمله به ناگویا  فرمان ساخت منطقه عملیاتی بزرگی در کیوشو که نزدیک ترین نقطه برای حمله به شبه جزیره بود داد هم چنین یک پایگاه دریایی بزرگ نیز ساخته شد تا نیروی دریایی ، نیروهای ژاپنی را از تنگه تسوشیما گذر دهد . نیروی اصلی تهاجم نیرویی عظیم به همراه مایحتاج 480000 سرباز بود . نیروی دریایی ژاپن دارای  9000 ملوان بود به همراه ناوگانی عظیم از کشتی های کوچک دزدان دریایی به همراه کشتی های بزرگ .

فرمان آغاز تهاجم در آپریل 1592 صادر شد و در 23 مه 1592 اولین گروه از سربازان با 700 قایق در سواحل جنوبی کره در پوسان به خشکی وارد شدند . مدافعان کره ای که غافلگیر شده بودند مغلوب تسلیحات برتر و تعداد بیشتر مهاجمان شدند و در هم شکستند و شهر ظرف چند ساعت سقوط کرد . سربازانی که از مرگ گریخته بودند و اسیر نشده بودند به درون شهر عقب نشستند تا دوباره سازمان یابند .

سه لشکر نخست ژاپنی ها به خشکی وارد شدند و سه حمله چنگک دار را به سوی شمال در سراسر خاک کره آغاز کردند و به سرعت به سمت پایتخت ، سئول ، پیش رفتند . نیروی مهاجم تا زمانی که دو سوم مسیر خود به سوی هدف نهایی را طی کردند و به شهر چونگجو رسیدند با مقاومت بسیار اندکی روبرو شد در این نقطه ژاپنی ها با نیروی سازماندهی شده ای به رهبری قهرمان جنگی ژنرال سین روبرو شدند . علی رغم مقاومت دلاورانه سین وسربازانش اما شمشیرهای زنگ زده آنها یارای مقابله با تفنگ ژاپنی ها را نداشت ، ژاپنی ها آنها را از پیش رو بر داشتند و شهر به سرعت سقوط کرد .

ادامه نوشته

تاريخ فرهنگ وتمدن ژاپن باستان

مقدمه

ادوار تاریخی ژاپن شامل ،دورۀ دربار یاماتو که شامل دوره اصلاحات تایکا ، والگو گرفتن از تمدن چین است.

دورۀ نارا یا عصر اشرافیت، دورۀ هیان ،توسعه تمدن بودائی بر آمدن رزمندگان سامورایی دورۀ کاماکورا عصر ملوک الطوایفی در ژاپن در این دوره ایستادگی سامورایی ها در مقابل مغولان ونهضت کمو را شامل می شود.

دورۀ حکومت لشکری آشیکاگا ، که شامل دوره های نامبو کوچوء، وموروماچی است .

دورۀ اتحاد از 1600_1573 میلادی عروج سردارن سه گانه .

دورۀ ادو (توکوگاوا) که شامل استقرار حکومت لشکری و جامعه طبقاتی ، تحریم مسیحیت وبریدن ژاپن از دنیای خارج است و پایلان حکومت سپهسالاری.

دورۀ انقلاب میجی ، که از 1868 آغاز گردید و منجر به ورود ژاپن به دو جنگ جهانگیر اول و دوم گردید.

اما بطور کلی می توانتاریخ ژاپن را به چهار دوره تقسیم کرد.

1-ژاپن قدیم 2-ژاپن امپراتوری 3- ژاپن ملوک الطوایفی وشگونی 4- ژاپن جدید.

سرزمین ژاپن:

مجمع الجزایری در شرق آسیا، بین دریای ژاپن واقیانوس آرام، بیش از 3000جزیره دارد که بزرگترین آنها هنشو، هوکایدو، کیو شو، شیکوکو می باشد.با 372313 کیلو متر مربع وسعت ،دارای حکومت مشروطۀ سلطنتی (امپراتوری) می باشد.76% جمعیت این کشور در شهرها ساکنند . مردم این کشور عمدتا زرد پوست و پیروادیان شینتو و بودا می باشند. زبان رسمی ژاپنی و واحد پول آن کشور ین می باشد. شهرهای مهم آن عبارتند از توکیو پایتخت، اوزاکا،یوکوهاما،کیوتو،کوبه....می باشد. تاریخ عضویت در سازمان ملل متحد 1956 م است.

نژاد مردم ژاپن:

در باره تاریخ و نژاد مردم ژاپن ،تا چندی پیش گفته می شد که زندگی انسان در این سرزمین چندان قدیمی نیست وشاید که از 5000 سال بیشتر نباشد. اما اکنون باستانشنان ژاپنی گمان دارندکه زندگی انسان در این سرزمین بسیار بیش از اینست ودیر زمانی پیش از پدید آمدن سفالگری، مردمی در این جزایر زندگی می کردند، اما دانسته نیست که مهاجران اولیه از سرزمین آسیا یا از جزایر دیگر به این سرزمین آمده بودند.

بنا به یک فرضیه،ظروف سفالین که نشانۀ تمدن مردم اولیۀ ژاپن است بیش از 10000 سال پیش از میلاد در ژاپن ساخته شد.

ریشه های نژاد مردم ژاپن در هم ومبهم است . تنها چیزی که روشن است آنکه پیش از رسیدن ژاپنیان به این سرزمین نژادهای دیگری با مشخصات مختلف در آنجا می زیستند .یکی از این نژادها آینو است که با وجودخطرهای بسیار تاکنون باقی مانده است.آینوها از نوع مردم قفقازی با پوست سفید و ریش انبوهند وتوتم آنان خرس است وزندگی ایشان شبیه زندگی شکار چیان وماهیگیران است . انان قرن ها در شمال مجمع الجزایر ژاپن چیره بودند. ولی اینک منحصر به گروه اندکی شده اند که در هوکائیدو زیست می کنند.

نژاد ژاپنی راترکیبی از عناصر وتیرهای چندگانه از بخش های مختلف آسیا دانسته اند. می گویند که مردم ژاپن درآغاز از 9 تیرۀ نژادی گوناگون ساخته شدند، یا دست کم از سه تیره یعنی مغولی، مالایی_ پولینزی ومردم جزایر اقیانوس ارام ، وآینو ها در شمال ژاپن. از زمان باستان تیره های گونگون از جزایر دریای جنوب یا قاره آسیا به ژاپن مهاجرت کرده وبا دیگر ساکنان اینجا آمیخته اند.

فرضیه ای هم در بارۀ آمدن اقوام آریای در روزگار باستان واز قارۀ آسیا به ژاپن وجود دارد.

ژاپن اینک برنامۀ تحقیقات علمی وسیعی تدارک دیده است تا با بهر برداری از پیشرفتهای باستا نشناسی و حیات شناسی ودیگر زمینه های دانش بشری، راز رمز پیشینۀ جغرافیایی وزندگی انسان در این سرزمین را بیابد.

نام ژاپن:

منابع رسمی ومتون بیادگار مانده چین به ژاپن از گذشته های دور اشاراتی داشته اند. چینــــی هابه ژاپن سرزمین وا(wa ) خطاب می کردند ، ودر سال اول پیش از میلاد به حضور طوایف متعددی در ژاپن اشاره کرده اند . بین سدۀ اوّل ودوّم میلادی ،سفرای از ژاپن به دربار های چین میرسیدند

ویک سفیر در سال57 میلادی به دربار امپراتوری چین از خاندان هان(Han) به نــــــام کوانگ واKuang-Wa)) وارد شده بودهاست . ماهیخواری یکی از عناصراصلی زندگانی ژاپنــــــــــــی هادرمقطع اولین ارتباط آنها با چین باستان بوده. در پایان سدۀ هفتم میلادی بود که ژاپنی ها نام کشور خود را از وا(Wa) به نیپون (Nippon) تغییر دادند.

ژاپنی‌ها به كشور خود، نیهون (にほん (Nihon می‌گویند. نیهون از دو واژهٔ NICHI (که به صورت هی Hi نیز تلفظ می‌شود) و HON تشکیل شده‌است. NICHI یا Hi به معنای خورشید و روز است و HON یعنی ریشه و آغاز، چرا كه ژاپن اولین سرزمینی است که خورشید در آن طلوع می‌کند و روز از آنجا آغاز می‌شود به آن سرزمین آفتاب یا سرزمین آفتاب تابان می‌گویند. در زبان ژاپنی اين نام نیپون Nippon )にっぽん(نیز تلفظ می‌شود.

منابع ژاپنی:

بین سالهای 710 تا794 میلادی ژاپن در دورۀتاریخی نارا (Nara Pariod) بود،زمانی که مجموعه های باستانی وافسانه ای وهمینطور تاریخی ژاپن در دو نسخه یکی کوجیکی(Kojiki) در سال712و دیگری موسوم به نیهون شوکی(Nihon Shoki) در سال 720به رشته تحریر در آمد .در آن سده یک هویت کامل ژاپنی از بقایای تحولات و فعل وانفعالات ما بین کره وچین و دیگر فرهنگ ها ی آسیای شکل کرده بود وسال 710 پایان عصر فرهنگی یاماتو شناخته شده است. امّا درسدۀ هشتم میلادی،یک هویت تمام عیار که یاماتو ـ ژاپنی باشد، سمبول یک هویت ملی شد.


تاریخ ژاپن:

ادوار تاریخی ژاپن شامل ،دورۀ دربار یاماتو که شامل دوره اصلاحات تایکا ، والگو گرفتن از تمدن چین است.

دورۀ نارا یا عصر اشرافیت، دورۀ هیان ،توسعه تمدن بودائی بر آمدن رزمندگان سامورایی دورۀ کاماکورا عصر ملوک الطوایفی در ژاپن در این دوره ایستادگی سامورایی ها در مقابل مغولان ونهضت کمو را شامل می شود.

دورۀ حکومت لشکری آشیکاگا ، که شامل دوره های نامبو کوچوء، وموروماچی است .

دورۀ اتحاد از 1600_1573 میلادی عروج سردارن سه گانه .

دورۀ ادو (توکوگاوا) که شامل استقرار حکومت لشکری و جامعه طبقاتی ، تحریم مسیحیت وبریدن ژاپن از دنیای خارج است و پایلان حکومت سپهسالاری.

دورۀ انقلاب میجی ، که از 1868 آغاز گردید و منجر به ورود ژاپن به دو جنگ جهانگیر اول و دوم گردید.

اما بطور کلی می توانتاریخ ژاپن را به چهار دوره تقسیم کرد.

1- ژاپن قدیم 2-ژاپن امپراتوری 3- ژاپن ملوک الطوایفی وشگونی 4- ژاپن جدید.

ژاپن قدیم:

در روز 22بهمن، که برابر تقویم باستانی ژاپن روز آغاز بهار است، بسال 660 پیش از میلاد «جیمو تنو» (امپراتورجیمو) نبیره «نینگی_ نومیکوتو» در یاماتو(ایالت کنونی نارا) به تخت پادشاهی نشست و او نخستین امپراتور ژاپن بود.

در این دوره آئین بودائی در این کشور رخنه کرد و بسرعت انتشار یافت، عامل اصلی پیشرفت آن ، تبلیغ بی آزار ومسالمت جوئی وپرهیزگاری واطاعت وانقیاد نسبت به حکومت بود. زمانیکه ملکه سویکو بر این کشور سلطنت می کرد نایب السلطنه او موسوم به امیر شوتوکو_تیشی که مدت 29 سال (621-592 م) زمامدار واقعی ژاپن بود در ترویج آئین بودا کوشش کرد به کمک وی معابدبسیاری در سراسر ژاپن برای عبادت بودا ساخته شد . مساعی او در این راه بحدی بود که بوی لقب آشوکای ژاپن دادند.

در سال 645میلادی شورش عظیمی در ژاپن بر پا شد که در تاریخ این کشور بنام اصلاح بزرگ از آن یاد می شود ، دو تن از شورشیان باسامی کامتاری وامیر ناکا قدرت را قبضه کردند و سرانجام امیر ناکا تحت عنوان سلطان تنجی به سلطنت رسید ووحدت کشور را ایجاد کرد و بر خلاف گذشته که سلطان فقط ریاست قبایل را داشت امیر ناکا مرکزیت ایجاد کرد و به حکام ایالات و ولایات دستور داد که خراج مقرره را بپردازند . بدین ترتیب دوره سیاسی تاریخ ژاپن سپری گردید ودوره امپراتوری آغاز شد.

عصر امپراتوری:

سلطان تنجی را باید موءسس این دوره ژاپن دانست وی با قدرت وشوکت حکومت کرد، شهر کیوتو پایتخت ژاپن در دوره امپراتوری به عظمت رسید، برخی از سلاطین این دوره بعلت گرایش آئین بودا و تعصب در این دین دست از زندگی پر جلال وشکوه برداشتند.

یکی از سلاطین این دوره یوزی نام داشت که به علت هوسرانی وکشتار بیرحما نه مردم وزجر آزاری که نسبت به آنان روا میداشت بی شباهت با نرون امپراتور روم نبود.

سرانجام مردم بر وی شوریدند و اورا از سلطنت خلع کردند. در دورۀ امپراتوری فرهنگ وهنر چین نفوذ بسیاری در ژاپن پیدا کرد. ژاپن در این دوره بسرعت رو به ترقی نهاد. تمول بسیار موجب فساد وهرج ومرج گردید ، بیعدالتیT دزدی و راهزنی افزایش یافت خاندان های بزرگ امپراتوری را آلات دست خود کردند. حکومت امپراتوری جای خود را به حکومت شوگونی داد.

عصر ملوک الطوایفی یا دوران شگون ها:

از سدۀ دوازدهم در سرزمین ژاپن دوره ملوک الطوایفی آغازگردید . وامپراتوری رو به افول نهادو شگون ها که به معنی سردار یا سرداران است تا نیم اول قرن نوزدهم برژاپن بصورت مستبد حکومت کردند.

اولین شگون یورتومو بود پس از وی خاندان هوجو قدرت را در دست گرفتند یکی از افراد این خاندان بنام توکی مون قوائی را که از جانب قوبیلای قاآن امپراتوری مغولی یوان چین به تحریک کره ایها به ژاپن حمله کرده بودند در هم شکست وحملات بعدی را دفع کرد.خاندان هوجو در جدال قدرت در داخل حاکمیت را به خاندان آشیکاکا واگذار کرد.درسال 1573 .م. سه نفر که ویل دورانت آنان را بعنوان دزدان دریای یاد کرده خاندان آشیکاکا را برانداختن نام یکی از سه تن که موفق شد حکومت شوگونی تشکیل دهد توکوگاوا وا ایه یاسو بود حکومت پر قدرت آنان تا سال 1868 ادامه داشت. در این دوره آئین مسیحی بوسیله یکی از مبلغان ژزوئیت (یسوعی) بنام فرانسیس گزاویه در 1549.م. در ژاپن اشاعه پیدا کرد در زمان خاندان توکوکاوا پایتخت از کیو تو به شهر یدو (توکیو)منتقل شد وچون مسیحیت در ژاپن پیروان بسیاری یافت وامکان داشت مذاهب بومی و قدیمی را مورد تهدید قرار دهد به فرمان ای یاسو از تبلیغ آن جلو گیری کردند ودروازه های مملکت را بروی پرتغالی ها بستند.

خاندان توکوکاوا در سدۀ نوزده میلادی نفوذ وقدرت خود را در ژاپن از دست داد. مردم این کشور که خود را در انزوا می دیدند واز مسافرت بکشورها محروم بودند بغض وکینه زیادی باین خاندان شگونی پیدا کردند تحولات با ورود آمریکائیها به ژاپن روند دیگری پیدا کرد در سال 1837 .م. یک فروند کشتی آمریکائی ژاپنی های یک کشتی غرق شده را نجات دادند وآنان را به یدو مرکز حکومت شگونی بردند اما در آنجا با توپ های آماده شلیک مواجه شدند. وناچار به عقب نشینی گردیده اند.در سال 1849.م باز تلاش به گشودن بنادر ژاپن کردند ولی باز موفق نشدند آمریکائیها در سال1853.م. چهار فروند کشتی آمریکائی بفرماندهی دریا سالا ر کمدئر پری بدون اعتناء به ممانعت ژاپنی ها در آبهای ممنوع الورد این کشور وارد شدندو مدتی در آنجا اقامت کردند درسال 1854 .م. باردیگردریادار پری با ده کشتی توپدار به آبهای ژاپن وارد شد وبه دولت امپراتوری پیغام دا د باید بنادر خود را بگشایند و با آنان روابط سیاسی بر قرارکنند. ونتیجه آن معاهد کاناکاوا شد.ورود خارجی ها وانقلاب 1868 مردم ژاپن را از خواب انزوا بدر آورد

عصر جدید ژؤاپن :

پس از برکناری و استعفای شگون امپراتور جدید که موتسو هیتو یامی جی نام داشت در سال 1868 .م. بقدرت رسید.و شروع به اصلاحات اساسی در ژاپن کرد ومقام امپراتوری تا مرحله خدایی بالا برد. پایتخت را از کیوتو به یدو که نام توکیو به معنای پایتخت شرقی است را بخود گرفت انتقال داد در ائین شینتو تغییراتی داد راه آهن وخطوط تلگراف کشیده شد ارتش نوئین با نظام وظیفه برقرار گردید.گروهی از جوانان را برای فرا گیری وکسب فرهنگ جدید به کشورهای اروپایی اعزام کرد.چند تن از افسران مهندسان و حقوقدانان اروپایی را به ژاپن دعوت کرد.آمریکائی ها در تربیت جوانان ژ اپنی سعی بلیغی نمودند.ژاپن پس از مجادله برسر کره وپیروزی در آنجا به مصاف روسیه تزاری رفت . روسیه در 1905.م. از دولت ژاپن شکست خورد واین شکست موجب انقلاب 1905.م. روسیه گردید.

ژاپن در جنگ جهانی اول ایالت شانتونگ چین را که در اختیار آلمان بود بتصرف در آورد و بر مستعمرات این کشور در اقیانوس کبیر دست یافت. در این زمان ژاپن از لحاظ عقیده سیاسی به دو گروه تقسیم می شدند عده ای از آنان آزادیخواه بودند بهیچوجه میل نداشتند که کشورشان با نیروی نظامی و قوه قهریه باشغال ممالک دیگر بپردازند، دسته دوم بر عکس معتقد بودند که جزایر ژاپن کافی برای ملت پیشرفته و مترقی ژاپن نیست بلکه باید با تسخیر سرزمین های دیگر بر وسعت ژاپن افزود.

بحران اقتصادی 1929.م. که تجارت ابریشم ژاپن را دستخوش فنا کرده بود بنفع طرفداران قدرت نظامی تمام گردید. ژاپنی ها دو سال بعد 1931.م. بر منچوری چین دست یافتند. ژاپنی ها در 1939.م. به هند وچین تاختند. وبر این خطه دست یافتند، در 1941.م.که یکسال از جنگ جهانی دوم می گذشت دول آلمان ایتالیا و ژاپن متحد شدند تا قوای خود را علیه متفقین به کار اندازند.ژاپن بدون علام قبلی به پرل هاربر حمله کرد وخسارت شدیدی به آمریکائیان زد. این اقدام ژاپن موجب گردید. تا آمریکائیها با تمام قوائی خود وارد جنگ گردند. ژاپنی ها بعد از پر هاربر به اندونزی وسنگاپور حمله کردند وپیروزیهای درخشانی بدست آوردند. اما نتایج جنگ در اروپا به ضرر متحدین تمام شد و آلمان هیتلری در 1945.م. سقوط کرد آمریکائیان با توافق شوروی سابق با پرتاب دو بمب اتمی در شهرهای هیروشیما وناکازاکی ژاپن را وادار به تسلیم کرد. دولت ژاپن در 14 اوت 1945.م. تسلیم متفقین شد .و

دو سال بعد از جنگ جهانمی دوم 1947.م. قانون اساسی ژلاپن به تصویب رسید. ژاپن پس از رهای از جنگ سیاست مسالمت آمیز در پیش گرفت در 1956.م. به عضویت سازمان ملل متحد در آمدا. اقتصاد این کشور بار دیگر چندان قدرت گرفته که این کشور بدون داشتن معادن زیر زمینی به یکی از بزرگترین قدرت های جهان تبدیل گردیده است. با توجه به ادوار تاریخی ژاپن واینکه موضوع تحقیقم در موردتاریخ فرهنگ وتمدن وحکام ژاپن باستان می باشد به دو ره  امپراطور جیموتنو -دربار یاماتو شامل دوره اصلاحات تایکاو الگو گرفتن از تمدن چین- دوره نارا یا عصر اشرافیت-دوره هیان توسعه تمدن بودایی وبرامدن رزمندگان سامورایی می پردازم

منبع: http://blogfars.com/blog.html?page=comments&member=Pahnadayan&newsid=1715

 

                                               پیدایش ژاپن

در اساطیر ژاپنی با پیدایش زوج آفریننده خدای مرد یعنی ای.زا.نا.گی – نو – می.کو.تو   و   خدای زن  

ای.زا.نا.می – نو – می.کو.تو  که از دشت بلند آسمان به پایین فرود آمدند و در روی زمین ای.زا.نا.گی

عصای خود را در آب فرو برد و بیرون آورد و از این عصا هشت قطره فرود چکید و هشت جزیره کنونی ژاپن را

پدید آورد ، پرسش آغاز می شود.سپس خدایان دیگری آفریده شدند. در میان خدایان آفریده شده سه

خدا یا به زبان ژاپن کا.می از همه بزرگوارتر بودند: ایزدبانو خورشید یا آ.ما.ته.را.سو - اوو- می.کا.می  که

وی از دشت بلند آسمان است. دومین خدا سو.سا.نو.او - نو – می.کو.تو  که برادر ایزدبانو و موکل زمین

است و سومین خدا ایزدبانوی ماه یا تسو.کی.یو.می – نو – می.کو.تو که موکل قلمرو تاریکی است.بر

پایه کتاب کو.جی.کی یکی از کتابهای باستانی ژاپنیها دومین خدا ستم پیشه شد و از این رو خواهرش

یعنی ایزدبانوی خورشید از وی دلگیر شد و به غاری پناه برد و در آن جا پنهان گشت. از این روی جهان در

تاریکی فرو رفت.خدایان دیگر بر آن شدند تا جشنها و سرگرمیهای گونه گونی اجرا نمایند تا بلکه این

ایزدبانوی خورشید دست از این لجبازی بردارد و بیرون بیاید و دنیا را روشن کند. اما وی ناز کرد و بیرون

نیامد.از این رو برادرش را به جهان پست تر تبعید کردند و وی نیز بیرون آمد.بعدها به خاطر رفتار خوب برادرش

وی را از تبعید بیرون آوردند و یکی از فرزندانش یعنی ای.زو.مو خدای بسیار نیکوکاری شد و وی را

بر آن داشتند که بر این هشت جزیره فرمانروایی نماید.بعدها به نوه ایزدبانوی خورشید یعنی نی.نی.گی 

نو.شی - نو – کا.می فرمان داده شد که بر این هشت جزیره فرمان راند . از این روی این بار به وی سه

نماد ایزدی داده شد: آینه و شمشیر و یک رشته گوهر.این نوه ایزد بانوی خورشید وقتی به زمین رسید با

فرمانروای پیشین یعنی ای.زو.مو نشستی برگزار کرد و فرجام این که قرار شد نوه ایزدبانوی خورشید بر

جهان دیداری و ای.زو.مو بر جهان ندیداری فرمان رانند.بعدها فرزند نوه ایزدبانوی خورشید نام جیم.مو به

خود گرفت و نخستین فرمانروای انسانی و امپراتور ژاپن شد.

منبع:http://japanese.blogfa.com/8412.aspx

                                  

فرهنگ زاپن چگونه شکل گرفته است ؟
حضور گروه‌هاي قومي گوناگون در ژاپن باستان
طي دوره‌اي در ژاپن باستان، ژاپني‌ها بتدريج فرهنگ اصلي خود را شکل دادند و به عنوان يک نژاد مستقل شدند. در عين حال، مناسب‌تر خواهد بود که اين وجود نژادي را يک وجود قومي در نظر بگيريم تا يک ملت.
ضمنا برخي مدعي‌اند که نژاد ژاپني به يک قوم واحد تعلق ندارد. چون نژادهاي گوناگوني مانند نژاد آئینو (Ainu) نژاد ریوکیو Ryukyu)) ( اصالتا از بخش جنوب غربي ژاپن ) و کره‌اي‌هايي که در ژاپن زندگي مي‌کنند وجود دارند. بنابراين نتيجه مي‌گيرند که از نظر نژادي ژاپن يک ملت همگن نيست.
اما به دنبال تاسيس ملت _ دولت در ژاپن، چنين نژادهاي متنوعي را روح قومی، يعني گروه‌هاي نژادي نام نهادند و این دولت مرتبط با جامعه ظاهرا در آغاز عصر توکوگاوا (Tokugawa) (1867-1600) شکل گرفت. این دوره به عنوان يک دوره قبل از مدرن موسوم به کین سئیKinsei)) تعريف مي‌شود که بين اعصار این دوره و دوران مدرن قرار مي‌گيرد. در حقيقت، نوع غربي مدرنيزه شدن طي اين دوره به وجود نيامد، اما به عقيده من این توجه لازم است که مقداري از مدرنيزاسيون، يعني شکل‌گيري ملت _ دولت در آن دوران آغاز شده بود.
در تاريخ غربي، دسته‌بندي زماني نظير Kinsei وجود ندارد. تعريف کین سئی (Kinsei) ژاپني از عقیده ذيل مي‌آيد: درحالي‌که ايام مدرن در غرب بعد از تجربه کردن رنسانس پس از اعصار تاريک قرون وسطي و بعد از انقلاب صنعتي آغاز شد، چنین فرآیندی تاریخی در مورد ژاپن صادق نيست. بنابراين با ملاک قرار دادن اعصار مدرن در غرب، دوره توکوگاوا را نمي‌توان دوره مدرن ناميد.
به عبارت ديگر، بعد از قرون وسطي، ژاپن تحت دوره فئوداليسم موسوم به کین سئی قرار گرفت که تا دوره احيای ميجي (1868) ادامه داشت. يعني زماني که مدرنيزاسيون از نوع غربي آن آغاز شد. لذا دوره کین سئی براي توضيح تاريخ ژاپني با مفهوم غربی منطبق نیست.
يوشیهيکو آمينو (Yoshibhiko Amino)، یک مورخ ژاپني در کتاب خود به نام «ژاپن چيست؟» (ناشر کودانشا 2000) ادعا مي‌کند که تاريخ پس از جنگ ژاپن به گونه‌ای تدوين شد تا يک "داستان" درباره ساخت ملت را شکل دهد و اين‌که براساس اين تجديد نظر تاريخي، عصر توگوگاوا به عنوان دوره يک جامعه فئودال طبقه بندي شد. سپس آمينو مدعي مي‌شود که بايد فرهنگ‌هاي متفاوت، يا نژادهایی از نظر فرهنگي، تاريخي مختلف، در شرق و غرب ژاپن، در آن دورة زماني، وجود داشته باشد. (در اين مورد مناسب‌تر خواهد بود که عبارت «گروه‌هاي قومي» را جايگزين واژه «نژادها» کنيم )
در حقيقت طي دوره‌هایی یان (Heian) (1192-794) فرهنگ‌ها در شرق و غرب ژاپن بسيار با يکديگر تفاوت داشتند. يک جنگجوي ژاپني قرون ميانه به نام ماساکادو تايرا (Masakado Taira) سلسلة شرق را تاسيس کرد تا با غرب همچشمي کند و اين رقابت در نهايت به جنگي ميان هائی کس (Heikes) و گن جیس Genjis)) منجر گرديد. گن جیس، قبيله‌اي از جنگجويان قرون وسطي پرچمي برافراشته بود با خورشيدي در حال طلوع با دايره‌اي سرخ در پيش‌زمينه سفيد. در همان حال های کس، خانواده نجباي دربار پرچمي برافراشته بودند با نقش خورشيد در حال طلوع با دايره‌اي سفيد (يا طلايي)در پيش‌زمينه سرخ. اين امر تفاوت‌هاي فرهنگي میان آن‌ها را نشان مي‌دهد. همزمان با دوره باستان، دو نژاد از عرض دريا به ژاپن آمدند. يکي نژاد دريايي، فرزندان ایزومو و ديگري نژاد کشاوزي، فرزندان آیسه بودند. اين بدان معني نيست که دو ملت در ژاپن موجود بودند، بلکه دو گروه قومي زندگي مي‌کردند .
قبيله ياماتو ساکن در آیسه قبيله‌اي بودند که عمدتا به کشت برنج اشتغال داشتند. در ضمن قبيله ایزومو از نژاد زرد همانند اهالي ياماتو و از نظر ظاهر فيزيکي و رنگ مو شبيه هم بودند. اهالي ایزومو يک قبيله دريايي بودند که با کشتي به ساحل ایزومو رسيده بودند. آن‌ها در امتداد ساحل زندگي مي‌کردند و به ماهيگيري اشتغال داشتند. آن‌ها در جنگلی در امتداد رودخانه از آهن فولاد ساختند. به علاوه، قبيله هاياتو از نژاد ساتسوما که به عنوان «افراد برهنه» در کتاب‌های تاريخ نخستین ژاپني‌ها به نام کوجيکي (Kojiki) از آن‌ها یاد شده است نيز به ماهيگیري اشتغال داشتند. با وجود این، آن‌ها نيز احتمالا بیشتر بايد يک قبيله شکارچي ناميده شوند. در بالاي آن، در هوکايدو، آن‌گونه که عموما مشهور است، قبيله آئی نو زندگي مي‌کردند. تصور عمومی این است که تنها يک نژاد به نام جامو نجین (Jomonjin) در ژاپن زندگي مي‌کرده است.

اما در حقيقت، همان‌گونه که مشاهده کرديم، گروه‌هاي قومي متنوعي در مکان‌هاي متفاوت وجود داشتند. از ميان اين امتزاج نژادي، نژاد ياماتو بتدريج يک نوع ملت را از زمان سلطنت امپراتور تمو (Temmu) (686-673) در عصر نارا (Nara) شکل داد. اين يک وجه مهم در شکل‌گيري ملت ژاپن است. بنديکت اندرسون مي‌گويد که يک آگاهي نژادي بايد به صورت تنگاتنگ با ظهور سرمايه‌داري وجود داشته باشد، اما وقتي که مسئله جامعه ژاپني مطرح مي‌شود، همزمان با سلطنت امپراتور تمو، اگر نه بعد از آن حداقل در گذشته در دوره توکوگاوا ظهور يک ملت عمدتا با ظهور يک تمدن عظيم ماوراي دريايي به وجود آمد. در مورد چين، هسته ملت چين نژاد هان (Han) بود. با وجود این، جداي از آن‌ها ، ساير نژادهاي اقليت مانند ايغورها، ميانوها، کره‌اي‌ها در پيرامون ملت وجود داشتند. درحالي‌که نژاد هان ملت _ دولت خود را شکل مي‌دادند، نژادهاي اقليت در اعضاي آن منظور نمي‌شدند. بعد از اين‌که نژاد هان سلسله Qinq را سرنگون کردند، ملت _ دولت خود را در سال 1912 (جمهوري چين ) ساختند. سپس در سال 1949 کشور به جمهوري خلق چين تغيير شکل داد. پس از آن اقليت‌ها سرانجام در ملتي به نام چين ادغام شدند. در نتيجه حتي اکنون هم آن‌‌ها مايلند به عنوان گروه‌هاي قومي اقليت در ملت _ دولت چين محسوب شوند.

منبع:http://forum.patoghu.com/thread1291.html

عقاید و ادیان ژاپن باستان

ادامه مطلب

ادامه نوشته

پوشش نینجا

لباس نینجا از 4 تکه تشکیل می شود:1.بالا پوش 3.سربند یا عرق چین2.پای جامه 4.پاپوش

متداول ترین رنگ برای لباس نینجا زرشکی تیره بود. آستر این لباس به طوری بود که بتواند به صورت دورویه مورد استفاده قرار گیرد و معمولا لایه داخلی آن به رنگ خرمالویی تیره ویا آبی تیره بود. این رنگها به خوبی با تاریکی شب در می آمیخت و سبب می شد که نینجا اگر نه کاملا ولی خیلی به سختی دیده شود.بالاپوش و شلوار نینجا تعداد بسیار زیادی جیب دارد که نینجا بسیاری از وسائل جورواجوری را درون آن قرار می دهد.نینجا ها بیشتر ابزار ها ووسائل مورد نیاز خود را خودشان می ساختند مانند: بمبهای دودزا،بمب های ضد نفر،وسائل شنا،انواع زهرها،وسلاح ها.یکی از قسمت های البسه نینجا کفش او است. این کفش های لا انگشتی سبک و بادوام،از کنف بافته شده بود و پاپوشی مناسب برای عملیات دشوار و خارق العاده بود. معمولا کفش ها از دو نوع تخت استفاده می شود: یکی از این تخت ها از جنس ابری و لاستیکی مانند است که برای اجرای حرکات او کشش مناسبی را فراهم می کند و دیگری از جنس نخی و ابریشمی است که قدم های آهسته نینجا را به مراتب بی صدا تر میکند. هر دو نوع تخت در کفش نینجا به کار رفته و کیفیتی مطلوب به این کفش ها می بخشد.سربند نینجا نه تنها خطوط صورت او را می پوشاند بلکه از آن استفاده های دیگری از آن می کنند مانند: صاف کردن آب برای آشامیدن و همچون ماسک در مقابل دود استفاده می شود.نینجا ها برای عملیات خود از ابزار مناسب آن استفاده می کنند.تجهیزات آبی یک نمونه از این وسایل است،وسایل و ابزار صعود که نینجا ها به وسیله ی طناب و پنچه گربه استفاده می کنند.

کفش

شاید تا به حال از شکل کفش های نینجا ها تعجب کرده باشید و پیش خود فکر کرده اید چرا کفش نینجا ها بین انگشت شصت پا و دیگر اگشتان فاصله می گذارد

شکل خاص کفش های آنان دلایل خاص خود را دارد :

۱-آنان وقتی می خواستند از جایی با طناب بالا بروند طناب را لای انگشت شست و چهار انگشت دیگر پا می گذاشتند و بالا می رفتند

۲-آن ها شمشیر خود را لای انگشتان خود میگذاشتند و خونی که روی آن بود را تمیز می کردند

۳-آن ها در لای انگشتان خود اسلحه نگه می داشتند و با ضربه پا به حریف صدمه می زدند

۴-مهم ترین دلیل اینکه وقتی آنان روی پنجه پای خود راه می رفتند جای پای آنان مانند جای پای حیوانات میشد و کسی به آنها شک نمی کرد.

لباس

لباس نینجا مربوط به نمایش های کابوکاست که عروسک گردان ها در زمینه سایه با لباس سیاه کار می کردند و دیده نمی شدند.برای ما(هاتوری هانزو) لباس نینجا یک ماسک سیاهرنگ، ژاکت، شلوار، کمربند و کفش سیاه رنگ است که همه این لباسها نرم هستند تا در زمان حرکت صدایی ایجاد نکنند.لباس اصلی نینجاها دارای قسمتی به نام هاکیما می باشد. مربی من(هاتوری هانزو) یک شال بزرگ سیاه رنگی داشت که انرا"ردای نامرئی" می نامند.لباس نینجا را شینوبی شو کوزو می نامند.گره های لباس نینجا در مفاصل باعث نرم تر شدن حرکت او می شود و هنگام آسیب دیدن برای جلو کیری از خون ریزی به کار می رود.با این که لباس نینجا به صورت سنتی به کار می رود، ولی هنگام شب زیر نور ماه و یا با چراغ قوه قابل دیدن است بنا براین در شب از رنگهای قهوه ای ، خاکستری و یا قرمز استفاده می شود،خاصیت قرمز سیاه بودن در شب است، چون هیچ نوری نیست که رنگ قرمز را مشخص کند و در نور آتش این رنگ در نظر دشمن جلوه خون را ایجاد میکند که او را وحشت زده تر می کند این حقه توسط جنگجویان یونانی نیز استفاده می شد تا دشمن متوجه خون و نقاط ضعف آنها نشود و به این روش "سان من جیتسو" می گویند که به معنی روش دروازه ذهن می باشد.

رنگهای لباس نینجا به طور کلی و مختصر:

لباس مشكي: لباس رسمي در دوجوهاي تمرين و عمليات هاي شبانه است.

لباس سفيد: براي كار در طبيعت سفيد مانند مناطق برفي است.

لباس آبي تيره: براي مناطق سواحلي رودخانه يا دريا به كار مي رود.

لباس لجني: براي عمليات در جنگلها و مناطقي كه رنگهاي مختلفي دارد استفاده مي شود.

لباس خاكي: از اين لباس نيز در مناطق كوهستاني و بياباني استفاده مي شود.

چرا رنگ اصلی لباس نینجا ها سیاه است؟

دلیل اول

زیرا نینجاها عموما علاقه به تاریکی شب و سیاهی دارند و از این رو رنگ لباس هایشان تیره می باشد

دلیل دوم

از نظر علمی رنگ سیاه انرژی را در خود جذب کرده و ازهدررفتن انرژی جلوگیری می‌کند. درنینجوتسو سیاهی رنگ مقدسی می‌باشد؛ بدین منظور که رنگ سیاه درمقابل رنگ‌های دیگر مقاومت می‌کند ونفوذ هرگونه رنگ درآن بی‌اثر است. از نظر علمی رنگ سیاه نمی گذارد انرژی بدن که در اثر سوخت وساز تولید می‌شود از دست برود و آن را در خود نگه می‌دارد واز پیری زودرس و خستگی و کوفتگی عضلات جلوگیری می‌کند

سلاح های نینجا

سلاح های نینجا

نینجاهاازتمام سلاح هایی که فکرآن رامی کنیداستفاده می کنندازقبیل شمشیر،نانچیکو،بو(چوب)،شورایکن و ... شمشیر نینجا یکی از سلاح های منحسر به فرد تلقی می شود. شمشیر نینجا در بیشتر مواقه کوتاهتر از شمشیر دشمن بود و در این حالت عضله های نینجا کشیده می شد و دشمن کمتر در این حالت می توانست با او مبارزه کند.غلاف شمشیر نینجا،((سایا)) نسبت به تیغه ی شمشیری که در آن قرار می گرفت بسیار بلند تر است. فضای خالی انتهای غلاف می توانست با مواد شیمیایی بخصوصی پرشود و در صورت لزوم به صورت تعقیب کننده نینجا ریخته شود و اورا برای زمان کوتاهی کور کند.

بو(چوب)

یکی از مهمترین سلاح ها برای یک نینجا محسوب می شودکه همه ی نینجا ها به این نوع سلاح مهارت کافی داشتند. چوب وسیله ی بسیار موثری در جنگ با سلاح های تن به تن استکه در حدود 6 پا طول دارد ومعمولا از چوبهای سفت و یا نی خیزران و تو خالی ساخته میشودیکی از علل تو خالی بودن اینه که ضربات نینجا حالت شلاقی پیدا کنه و سریع حرکت کنه و همچنین یک نینجا قادر است که دارتهای سمی از درون اون به بیرون پرتاب کنه.سلاحی که نمونه ی ان در طبیعت به سادگی یافت می شودو از ان به سادگی می توان برای مبارزه استفاده کرد.

شورایکن مرگبار


یکی از مفید ترین سلاح های نینجا شورایکن بود.تعداد بیشماری از این سلاح وجود دارد. این وسیله جنگی معمولا به صورت میله درازی بود که از آهن ساخته می شود.نوع ستاره ای این سلاح نیز وجود دارد.نینجا ها شورایکن را طوری پرت می کنند که در هوا بچرخد و به هدف برخورد کند.مهارت یافتن برای این نوع شورایکن بسیار دشوار بود ولی اگر برخورد می کرد تا عمق نفوذ می کرد.شورایکن ستاره ای نیز هنگام برتاب در هوا می چرخد و چون تیغه های بسیاری دارد(5،6تا) به راحتی به هدف برخورد می کند اما عمق نفوذ آن کمتر از نوع میله ای است.در بعضی شورایکن های ستاره ای در وسط آن سوراخی وجود دارد که هنگام پرتاب صدای سوت مانندی ایجاد می کند و وجود این سوراخ باعث می شود که از آن به جای میخ کش نیز استفاده شود.حداکثر برد موثر شورایکن ها حدود 9 متر است،نینجا ها اکثرا 9 شورایکن همراه داشتند که در قدیم این تعداد عدد شانس آنها بود.

شمشیر

مهم ترین سلاح نینجا که در تمامی زمان مبارزه همراه اوست

فرق شمشیر نینجا با شمشیر سامورایی

شمشیر نینجا (کاتانا):کوتاه با دسته بلند و با ضربه گیر پهن تر که طراحی شده بوده برای عملیات و ترور

که درون این شمشیر سلاح های دیگر از جمله چاقو – انواع زهر و دود زا مخفی شده است .

مبارزه با شمشیر نینجا به مراتب مشکل تر از شمشیر بلند است که نینجا به این امر مهارت دارد . ساموراهایی که فقط یاد میگیرند از شمشیر استفاده کنند و حق استفاده کردن از ضربات دست و پا را ندارند .

یک نینجا مهارتهای فوق  الاده ای کسب میکنند از جمله:

مهارتهای ابی: شناهای بی صدا –شنا کردن های طولانی –تنفس های غیر طبیعی در زیر اب –مخفی شدن در اب – عوض کردن لباس در زیر اب

نانچیکو


نانچیکو در ابتدا یک وسیله زراعی بوده که جهت کوبیدن گندم و برنج برای جداسازی سبوس آن استفاده می شد.

ولی به مرور زمان در نبرد های مختلف کارایی خود را نشان داده و هم اکنون به شکل امروزی تکمیل گشته است این سلاح از دو فک متحرک ساخته شده، که توسط یک طناب یا زنجیر به همدیگر متصل شده اند، و این طناب یا زنجیر بایستی به اندازه دور کف دست و طول آن باید از مچ تا آرنج باشد.


بطور عمده هر سلاح نانچيكو از سه قسمت اصلي وكاربردي تشكيل يافته شده است . كه درشكل آمده اتصال بين دوفك يك قسمت را تشكيل مي دهد. قسمت بالائي را سرفك گويند و درانتهاي فك كه همان محل برخورد فك با اجسام يا حريف مي باشد را گويند. روايتي باستاني است كه درمورد تمامي سلاحها درهنر هاي رزمي نين جوتسو گفته مي شود . ( طي ساعتها تمرين با نانچكو اين سلاح جزئي از روح وبدن شما در خواهد آمد )هنگاميكه شما با اين نيت تمرين كنيد .
 
نانچیكو عضوی از بدنی شما میشود. قدرت تخریب این سلاح بیش از 300کیلوگرم می باشد که به راحتی میتوانند جمجمه دشمن را منحدم کند. این سلاح ساده و بسیار ارزان به راحتی دردسترس همگان است می توان ان رابه راحتی ساخت.درهنرهای رزمی نین جوتسو آموزش این سلاح از ابتدا کمربند سفید آغاز میشود . استفاده از این سلاح در هنر رزمی نین جوتسو بطور کلی شامل5 روش بسیار مهم میباشد.
 
 1- تکنیکهای دفاعی 

2- تکنیکهای هجومی 

3- تکنیکهای ترفندی

 4- تکنیکهای نمایشی

 5- تکنیکهای آکروباتی رزمی. 

ساختار نانچیکو انواع زیادی دارد – چوبی – پلاستیکی - فلزی – پارچه ای – ابری - و باتومی. سرعت مانور با نانچیکو بنا به تمرینات مستمر و منظم شما دارد . هر تکنیکی باید ساعتها تمرین شود تا بتواند به مهارت رسید.
سانچیکو


تاریخچه سانچیکو به زمانی دور بر میگردد ، گفته میشود که اوین بار استاد ساندا نانچیکو را با الهام گرفتن از نی یا بامبویی بلند که از دو قسمت شکسته بود به کار برد که در فیلم سی و ششمین مرحله شائولین که بر اساس زندگی این استاد ساخته شده نیز این مطلب نشان داده میشود
در زمان گذشته معمولا سانچیکو از همان چوبهای بامبو ساخته میشده که با استفاده از کنف و یا چرم اسب تکه های آن به هم متصل بوده است . اما اکنون از چوب مخصوص و یا آلومینیوم یا پلاستیک فشرده برای ساخت آن استفاده میشود که نوع آلومینیومی آن دارای وزن کمتری میباشد .
هر قسمت از سه قسمت سانچیکو دارای طولهای مساوی می‌باشد که طول هر قسمت برابر 60 سانتی متر تا 70 سانتی متر است ،  قطر هر قسمت از سانچیکو به صورتی است که براحتی در دست قرار می گیرد و کاملا دست به دور آن حلقه میشود و مشت بسته میشود قطر هر تکه از سه تکه سانچیکو حدودا 1.25 اینچ که معادل 3.2 سانتی متر است می باشد
طول زنجیرهای متصل کننده هر قسمت از سانچیکو حدود 5 اینچ که معادل 12.7 سانتی متر است می باشد و در محل اتصال به صورت حلقه و پایه می باشد که پایه قابلیت چرخش دارد .
طول زیاد این سلاح میتوانید فاکتوری مناسب برای مبارزه با شمشیر و سلاحهایی با طول زیاد مانند نیزه باشد
جالب است بدانید حرکات نمایشی آن شبیه به حرکت های چوب یا همان نیزه می باشد و حرکات نمایشی کاملا مشترکی نیز با آنها دارد .
یکی از موارد جالب و کاربردی استفاده از سانچیکو استفاده در مبارز هایی بوده که طرفین مبارزه بر روی اسب بوده اند که طول زیاد و قابلیت سانچیکو بسیار کار آمد بوده است .
حتی در صورتی که طرف مبرزه در حال فرار بوده از سانچیکو برای زمین زدن اسب استفاده میکردند به این صورت که آن را طوری پرتاب میکردند که دور پای اسب حلقه میشد و اسب به زمین میخورد .
این سلاح در رشته ی كانگ فو توآ 21 نیز به كار برده میشود.
سای

سلاح سای از سلاحهای کاربردی در بسیاری از ورزشهای رزمی می باشد . سای یک سلاح ژاپنی است که نام آن از نام یک منطقه بسیار قدیمی ژاپن برداشته شده است .در زمانهای قدیم سای سلاح نبوده ! از سای برای اندازه گیری میزان نرمی و عمق نفوذ آب در شالیزار و برای کاشت و امور کشاورزی استفاده می شده است 

شکل و ساختار تنه و بدنه اصلی سای همانند یک باتوم نوک تیز است ، این قسمت تنه اصلی سلاح سای را تشکیل می دهد و این تنه همان شاخه اصلی سلاح سای است ، سای را به تناسبهای گوناکونی می سازند مثلا در بعضی مدلها اختلاف طولی در شاخه وسط با شاخه های دو طرف کم و در بعضی مدلها زیاد است و در ساختار کلی این سلاح به دو طراحی و شکل اصلی محدود میشود .طول تنه اصلی این سلاح از 30 الی 70 سانت دیده شده است که اگر با توجه به اصول کاربرد آن دقت شود که طول استاندارد آن باید بین 30 تا 45 باشد چرا که باید حداکثر کمی از طول ساعد بلندتر باشد .سلاح سای لزوما نباید دارای نوک تیز باشد زیرا این سلاح در اکثر موارد در حالت تدافعی استفاده میشود از موارد کاربرد سای میشود به دفاع در مقابل شمشیرهای بلند ( کاتانا)اشاره کرد که در صورتی که مهارت در استفاده از سای داشته باشید به راحتی با سای می توانید شمشیر مهاجم را بشکنید .چندین روش گوناگون برای در دست گرفتن سای وجود دارد که هر کدام در موقعیت خاص استفاده میشود و مهمتر از دانستن این که سای را به چه حالاتی میتوانید در دست بگیرید این است که بتوانید در هنگام مبارزه و استفاده از این سلاح به سرعت و به خوبی این حالات و روش در دست گرفتن خود را تغییر دهید تا هماهنگ با شیوه مبارزه مهاجم بتوانید به خوبی از خود دفاع کنید . این سلاح را هندی ها شمشیر شکن می نامیدند.

جوته

نوعي ساي دفاعي ميباشد که اندازه آن کوچکتر از ساي مي باشد درضمن تنها ميتوان با يکطرف آن دفاع کرد.

كوساري – گاما

(سلاحي متشكل از يك جسم داسي شكل و يك زنجير بلند )

سلاح داس و زنجير كه در اصل يك اسلحه ژاپني مي‌باشد، به عنوان اسلحه نينجا مورد استفاده قرار گرفت.
دراين سلاح زنجيري به طول 6 تا 9 فوت (معادل 80/1 تا 70/2 متر – مترجم) كه در يك انتهاي آن جسم وزيني تعبيه شده بود . در انتهاي ديگر به جسمي شبيه داس متصل بود. از زنجير و جسم سنگين انتهاي آن براي مسدود كردن مسير اسلحه دشمن و از داس تيز براي ضربه زدن به مهاجم استفاده مي شد.
این سلاح مخرب نینجا قدرت مانور ودامنه حرکتی بسیار بالایی برخودار است . قابل ذکر است این سلاح به تنهایی بکار برده میشود یعنی یک عدد آن کاربردی تر از دو حالت آن است .
یکی از تکنیکهای استفاده از این سلاح برای بالارفتن از درختان و دیوار های بلند است از چنگال آن برای این جهت استفاده میشود.

تسون جوتسه

بادبزن معرفي که روي آن تيغهاي زهردار نصب شده باشد

تونفا

شايد از معدود سلاح هاي رايج در هنرهاي رزمي ميباشد که امروز نيز همچنان از ان به عنوان يک سلاح استفاده مي کنند. شايد جالب باشد بدانيد «تونفا» که امروزه در قرن بيست و يکم جايگزين «باتون» نيروهاي پليس در اکثر کشورهاي دنيا شده است. تونفا در واقع دسته سنگ آسياب هاي کوچک در اکيناوا بوده است معمولا «تونفا» از چوبهاي سخت مانند چوب درختهاي بلوط و يا گيلاس مي ساخته اند. طول آن معمولا بين 40 تا 50 سانتي متر بوده که 15 سانتي متر از انتهاي آن دسته اي با زاويه 90 درجه بهان متصل است. «تونفا» خصوصا در دفاع سلاحي موثر و کاربردي محسوب مي شود

ایکوچی

نوعي چاقو کوچک است که به رنگ پوست يک نينجا ساخته ميشود وبه مانند يک تکه چوب معمولي مي باشد که زماني که از هم جدا ميشود حريف متوجه ميشود که در وسط آن چاقو پنهان شده است.

فوکی بارای

تیغ پرتابی):تشکیل شده از لوله باریک که در گزشته از درختان

ظریف تو خالی استفاده می شده درون ان سوزن هایی گزاشته می شود وبا 

استفاده از فوت پرتاب می شود که در جنگ های تن به تن استفاده زیادی دارد.

منبع:http://www.raikaninja.blogfa.com

نكات نينجايي

برترين سلاح قلب و روح است.

تاريكي بهترين همدم نينجاست.

در همه حال اول فكر ؛ دوم فكر ؛ سوم سنجش و چهارم عمل.

جهالت و غرور بزرگترين دشمنان هستند.

نا اميدي مرگ نينجاست.

در تاريكي چيزهايي را مي توان ديد كه در روشنايي نمي توان ديد.

تمركز و هدف لازمه هر پيروزي است.

اتحاد باعث قدرت و همبستگي و تفرقه باعث ضعف و گسيختگي است.

طبيعت بزرگترين استاد و راهنماي بشريت است.

يك نينجا هميشه نينجا است و باقي مي ماند.

هرچه درخت پربارتر سربه زير تر.

يك ني در مقابل طوفان مقاوم تر از درخت تنومند است

اصول کلیدی نینجتسو

اصول کلیدی نینجتسو

نیرنگ و شبیخون دو امر بسیار مهم برای نینجا ها است. نینجا ها سعی می کنند تا دشمن را طورا بفریبند که تادر محاسبات و تصمیم گیری ها دچار اشتباه می شوند. نینجا ها همیشه سعی می کنند که از تقدم و برتری دشمن جلوگیری کنند. نینجا ها در زمانی که دشمن آماده نبود حمله می کنند و دشمن را تحت فشار قرار می دهند به صورتی که اورا به ضعف می کشاندند.بیشتر نینجاها تر جیح می دهند که تنها کار کنند امادر شرایطی به صورت گروهی کار می کنند. ترفند های عمده ای که اعمال خارق العاده ی او بر اساس آن شکل می گرفت،سه دسته هستند:1.نفوذ کردن2.نامرئی شدن3.گریختن

ترفند های نفوذ پذیری

اساس موفقیت نینجا ها این است که به صورت پنهانی وارد قلمرو دشمن می شوند و به دنبال جمه آوری اطلاعات،آتش سوزی،ایذا،تخریب،بی اثر کردن تدابیر دشمن بود.الف) سربازانی که از اربابان خود ناراضی بودند را پیدا می کردند و برای خیانت به ارباب پول می دادند. ب) در معبد به دنبال کاری مانند سرایداری می گشتند.ج) به عنوان نینجا در مقابل ارباب آنها استخدام می شدند. د) از زنی زیبا بای معاشقه با فرمانده دشمن استفاده می کردند.

ترفند های نامرئی شدن

تاریکی بهترین دوست یک نینجا است. رعایت سکوت نیز به نینجا برای پنهانی او کمک بسیاری می کرد.نینجا ها می دانند که سربازان گارد وقتی به آتش نگاه کنند نمی توانند سریعا به تاریکی نگاه کرد. پس با ایجاد دگرگونی در آتش مانند پرتاب سنگ های مخصوص،آب مقطر و ... .نینجاها ضمن استفاده از درختان وبوته ها از آن ها برای پنهانی خود استفاده می کردند. نینجا ها می تواند در آب بدون ایجاد صدا با استفاده ازنی مخصوص یا بدون آن مدت زیادی بدون صدا شنا کند.علف های بلند پوشش بسیار خوبی برای مخفی شدن و حرکت کردن مورد استفاده قرار می گرفت.

مهارت های عملیاتی نینجاها

شاید برجسته ترین مهارت نینجا توانایی او دربه کار بردن سلاح بود. او در استفاده از سلاحهای مهم، جنگجویی زبده بود و با دیگر سلاح ها نیز آشنایی کامل داشت.شمشیر، نیزه ، تبرزینو تیر و کمان همیشه همراه نینجا هست و سلاح های دیگری نیز نظیر تیغ ، داس ، زنجیر و سلاح های دیگری همراه خود داشت.در روز های تمرین و آموزش نینجا ها روش ساخت باروت و بمب ها را در کلاس آموزش می بینند.نینجا ها در شیوه بستن و به بند کشیدن دشمنان استاد بود که به روشی می بست که باید فکر باز کردن آن را از سر خود بیرون می کرد، روشی دیگری که نینجا با بستن طناب به دور آن هر چه دشمن تکان می خود طناب سفت تر می شود.نینجا انجام می دهدومهارت های خاصی که با این تمرین ها به آن دست می یابند،نینجا را قادر به انجام کارهایی می کند مه ظاهرا خارج از توان انسانهای معمولی بود. اگر نینجا یی قبل از آنهکه بتواند بگریزد یا حداقل دست به خودکشی زند دستگیر می شد می دانست که مرگی بیرحمانه و غیر انسانی در انتظار اوست.اما به احتمال زیاد قبل از مرگ ،نینجا را تحت یک بازجویی سخت قرار می دادند تا شاید بتواند او را به افشای محل اختفا، اسرار عملیات و شخصی که در پشت این معموریت قرار داشت،وادار کنند. در کشمکشی که به منظور دستگیری تمام عیار نینجا صورت می گرفت، دشمنان خیلی زود پی می بردند که از پادر آوردن او بخ هیچ وجه کار آسانی نیست.با تعلیمات خاصی که نینجا دیده بود می دانست چگونه بدن خود را درموقعی که می خواستند اورا از زمین بلند یا به جایی پرتاب کنندسخت و سنگین کند و این کار را با وجود آوردن حالتهای بدنب خاص انجام می داد.به علاوه ، نینجا استاد به کار گیری تکنیک ها و ابزار شریرانه بود و به همین دلیل زنده گرفتن او کار بسیار مشکلی بود. حتی چابکترین جنگجویان دشمن نیز همیشه در مقابل مهارت های جنگی و آکروباتی نینجا غرق حیرت و سر در گمی می شدند.تعلیمات شدید، نینجا را به فایده ی استفاده از پدیده های طبیعی برای کمک به استتار حرکاتش آگاه می کرد، به همین منظور او معمولا قبل از آنکه هیچ حرکتی شک برانگیزی انجام دهد، به انتظار رفتن ماه زیر ابر می مانند.در شب هایی که آسمان صاف بود و ماه می درخشید نینجا معمولا به عملی دست نمی زد. باد،باران و طوفان هایی که همه چیز را در هم می پیچید ، برای کسی مانند او نعمت هایی بودند که حرکات و سرو صداها ی غیر عمده او را در خفه می کرد.در عین حال نینجا دانش فراوانی در زمینه یروانشناسی داشت و از آثار خمار کننده و خواباوری که آب هوای بدی نظیر بارندگی وطوفان های طولانی بر مردم داشت سود می برد.

شمشیر تیز را به دست نینجای شجاع میدهند

بوشيدو

بوشیدو (به ژاپنی: 武士道 Bushido ) یا راه و رسم سامورایی به معیارهای اخلاقی و ارزش‌های طبقهٔ سامورایی بعد از دورهٔ ادو اشاره دارد. در این دوره مربیان و متفکران مسیحی مانند نیتوبه اینازو که تأثیر بسیاری بر ادبیات و تفکر بر جای گذاشتند و باعث ایجاد شکاف در بوشیدو و وارد شدن افکار غیرژاپنی در این آیین شدند.[۱] آداب ویژهٔ این جنگاوران که بوشیدو یا آیین جوانمردی و یا شیوهٔ دلاوری نام داشت. بوشیدو تلفیقی از اصول و مبانی سه دین شینتویسم، بودیسم و کنفوسیانیسم است. به طورکلی می‌شود گفت که این آیین، وفاداری را از شینتوییزم (که در آن وفاداری به امپراتور به عنوان شخصیتی الوهی ضروری است)، مطبع بودن را از کنفوسیانیزم (که در آن اطاعت فرودست از فرادست ضروری است.) و خویشتن‌داری را از بودیزم (که در آن تسلط بر خویش ضروری است.)، وام گرفته است. اصول بوشیدو در طی تاریخ به صورت مکتوب نبوده و سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده است. برخی از محققان آیین بوشیدو را در ۸ صفت خلاصه کرده‌اند. وفاداری: دلاور نسبت به فرادست خود، به ویژه امپراتور وفادار است. حق شناسی: دلاور نسبت به وطن خود و امپراتور حق شناس است. رشادت: دلاور در راه وطن و خدمت به امپراتور از جان خود نیز دریغ نمی‌کنند. عدالت: دلاور در انجام وظیفه عادلانه رفتار می‌کند. صداقت: دلاور از بیم اذیت و آزار دروغ نمی‌گوید. ادب: دلاور در هر حالی حتی نسبت به دشمن خود مؤدب است. متانت: دلاور حتی در حالت هیجان روحی، متانت خود را از دست نمی‌دهد و عواطف خود را ظاهر نمی‌سازد. شرافت: دلاور یا باید شرافتمندانه بجنگد و پیروز شود و یا جوانمردانه خود را بکشد. یکی از مهمترین اصول بوشیدو و رعایت ویژگی هشتم (که ذکر شد) است. به این ترتیب که یک جنگاور و دلاور همیشه باید بکوشد که شرافتمندانه زندگی کند و در مبارزات برای پیروزی مردانه بجنگد و در شکست نیز آماده خودکشی باشد. به همین دلیل یک سامورایی واقعی همیشه دو قطعه شمشیر به همراه خود دارد: یکی بلند برای جنگیدن و کشتن، و دیگری کوتاه (خنجر) برای خودکشی به هنگام شکست و ننگ. خودکشی مردانه به هنگام شکست و ذلت اصطلاحاً هاراکیری یا خودکشی با رضایت خاطر نامیده می‌شود. در هاراکیری شخص آداب نیایش به جا آورده و به حالت تمرکز نشسته و با خونسردی شکم خود را با خنجر از بالا به پایین می‌درد. هاراکیری آن چنان در فرهنگ و سنت ژاپنی اثر گذار بوده، که در طی تاریخ بارها افراد عام و خاص اقدام به این عمل نموده‌اند، حتی این نوع اقدام در تاریخ معاصر ژاپن نیز مشاهده می‌شود.

استراتژي دژ خالي

ميدونم درباره اين نبرد گفته بودم ولي بازم نكات جالبي تو اين نبرد هست كه نشان از هوش بالاي توكوگاوا داره...

نبرد ميگاتاهارا


دژی را خالی کن تا دشمن فکر کند که در آن پر از تله است. (کتاب 36 استراتژی)

تاریخ: ششم ژانویه 1573میلادی(دوره سنگوکو)
محل: میکاتا گا هارا، شمال هاماماتسو
نتیجه: عقب نشینی موفق توکوگاوا ایائسو، پیروزی تاکداشینگن

متخاصمین
تاکدا شینگن در برابر  توکوگاوا ایائسو

فرماندهان
تاکدا شینگن،تاکدا کاتسویوری در برابر توکوگاوا ایائسو،ماتسودایرا ایتادا،ساکایی تاداسوگو

استعداد رزمی
28000-30000نفر دربرابر 8000-11000 نفر سرباز به علاوه 3000 نیروی کمکی از اُدا نوبوناگا

تلفات
ناچیز در برابر بسیار سنگین

پس زمینه:
هنگامی که تاکدا شینگن به سن 50 سالگی رسید تنها دایمیو در خاک ژاپن بود که توان لازم برای جلوگیری از فتح تمام خاک ژاپن توسط ادا نوبوناگا را داشت. در آن زمان ژاپن توسط چندین ارباب فئودال -که دایمیو نام داشتند- اداره می شد و پادشاه ژاپن در حقیقت هیچگونه قدرت سیاسی و نظامی برای اداره کشور در اختیار نداشت. شینگن تصمیم گرفت که به جنگ نوبوناگا و متحدش ایائسو توکوگاوا برود و مانع نفوذ آنان در ژاپن شود. شینگن از سن 21 سالگی بر ایالت کیا فرمانروایی کرده و پس از چندی ایالت شینانو را نیز به حوزه نفوذش اضافه کرده بود. شینگن تجربه و مهارت جنگی بسیاری داشت و ژنرالهای خوبی را به خدمت خود گرفته بود. سیستم قانون گذاری، مالیات گیری و مدیریتی شینگن تاثیری عمیق بر دیگر دایمیوهای ژاپن داشت. مهمترین هدف زندگی تاکدا شینگن یکپارچه کردن خاک ژاپن بود. این هدف، سالها بعد -سال 1605 میلادی- توسط هماورد و رقیب او ایائسو توکوگاوا برآورده شد.
نبرد:
همانطور که شینگن از شینانو به سمت جنوب حرکت می کرد به دنبال نیروهای توکوگاوا ایائسو می گشت. شینگن در ابتدا فوتاماتا را تصرف کرد. چند ماه بعد او دوباره به فوتاماتا بازگشت تا آنجا را به عنوان یک پایگاه برای حمله به هاماماتسو بکارگیرد. نیروهای شینگن در جلگه مرتفعی به نام میکاتا در شمال دژ هاماماتسو -که متعلق به ایائسو بود- با نیروهای ایائسو روبرو شدند. بر طبق گزارشهای تاریخی، نفرات شینگن سه برابر نفرات ایائسو بودند. شینگن سربازانش را در آرایش ماهی قرارداد تا دشمن را به حمله ترغیب کند. سربازان ایائسو در یک ردیف ایستاده بودند. در این آرایش، آنها می توانستند بهترین استفاده را از تفنگهای سرپر خود بکنند.
نقشه نبرد:
تصویر

در حدود ساعت 4 بعد از ظهر، بارش برف آغاز شد و تفنگچی های ایائسو به سمت دشمن آتش گشودند. تعدادی از رعایای کشاورز نیز با پرتاب سنگ به آنها یاری می رساندند. سلاح آتشین برای ژاپنی های آن زمان تازگی داشت و احتمالا تعادل طرفین را برهم می زد. ایائسو انتظار داشت تا با برتری سلاح آتشینی که در اختیار دارد بتواند تاکتیکهای شینگن را خنثی کند.

سپس شینگن سواره نظام خود را به سمت دشمن گسیل داشت. سواره نظام شینگن به سمت تفنگچی ها هجوم بردند و بر سر آنها تاختند. تعدادی از سربازان ایائسو ایستادگی کردند اما تعدادی عقب نشینی کرده و یا کشته شدند.

پس از آن، شینگن سوارانش را عقب کشید تا استراحت کنند و سواران تازه نفس را برای یک حمله دیگر اعزام کرد. این سواران تحت فرمان کاتسویوری -پسر شینگن- و اُباتا ماساموری بودند. آنها به زودی به بدنه اصلی نیروهای شینگن پیوستند. این حمله باعث عقب نشینی کامل دشمنانشان شد.
ایائسو یکی از فرماندهانش -اُکوبو تادایو- را فرستاد تا با مردانش در سایگاداکا صف آرایی کند. در این نقطه، فلات مرتفع اندک اندک کم ارتفاع می شد. او به دنبال فرصتی بود تا دوباره با شینگن درگیر شود تا ژنرالهای به دام افتاده اش را نجات دهد اما توسط ناتسومه یوشینوبو ترغیب به عقب نشینی شد. از نظر یوشینوبو زندگی ایائسو مهمتر از زندگی ژنرالهایش بود.  یوشینوبو، خود به صفوف شینگن زد و کشته شد.

پس از آن، ایائسو به دژ هاماماتسو بازگشت. گزارش شده است که تنها 5 سرباز به همراه او مانده بودند. نبرد به سرنوشتی مصیبت آمیز دچارشده بود. با این حال، او دستور داد که دروازه های دژ را باز بگذارند و دستور داد تا با روشن کردن آتش، سپاهیان در حال عقب نشینی را به سمت دژ هدایت کنند. ساکایی تاداسوگو بر یک طبل بزرگ جنگی می کوبید تا افراد بازمانده را دلگرم کند. این تاکتیک "استراتژی دژ خالی空城計" نام دارد. هنگامی که طلایه داران شینگن به فرماندهی بابا نوبوهارو و یاماگاتا ماساکاگه صدای طبل را شنیدند و دروازه های باز دژ و شعله های آتش را دیدند بدگمان شدند که شاید ایائسو برایشان تله گذاشته باشد. آنها  توقف کردند و برای شب اردوگاهی برپاکردند در صورتی که اگر به پیشروی خود ادامه می دادند احتمالا دژ را فتح کرده بودند.

شب هنگام یک گروهان از جنگجویان ایائسو به اردوگاه شینگن حمله کردند و آنها را به یک دره -جایی که امکان کمک گرفتن نداشتند- عقب راندند. شینگن فردای آن روز عقب نشینی کرد. زمستان سخت فرامی رسید و شینگن ترجیح می داد که ادامه عملیات نظامی را به بهار موکول کند ولی اجل به وی مهلت نداد و شینگن در 13 می همان سال -در سن 52 سالگی- درگذشت. می گویند که -بزرگترین رقیب او- کنشین پس از مرگ او گریه کرد چرا که یکی از قوی ترین همآوردهای خود را از دست داده بود. کنشین عمیقا به شینگن احترام می گذاشت. خود ایائسو پس از اینکه در زمان تویوتومی هیده یوشی فرماندار ایالت کیا شد از سبک نظامی شینگن و نوآوری های مدیریتی او بهره گیری کرد و شجاعت او را می ستود. بر روی پرچم شینگن عبارت زیر نقش بسته بود که استراتژی نظامی و سیاسی وی را نمایش می داد:
風林火山
سریع چون باد، خاموش چون جنگل، خشمگین چون آتش و استوار چون کوه.
نبرد میکاتاگاهارا یکی از معروفترین نبردهایی است که تاکدا شینگن انجام داد و یکی از بهترین نمونه ها برای معرفی تاکتیکهای سواره نظام وی می باشد.

پس از نبرد:
در حدود 3ماه پس از نبرد میکاتا گا هارا شینگن مرد و امارت ایالت کیا به پسر 26 ساله اش کاتسویوری رسید. کاتسویوری می خواست که سخصی بزرگ در حد پدر خود باشد، راه او را ادامه دهد و کارهای ناتمام او را کامل کند. 2 سال پس از نبرد میکاتا گا هارا، کاتسویوری ایالت کیا را به قصد حمله به اوکازاکای -پایتخت ایائسو- ترک کرد. او در صفوف ایائسو خائنی یافت که به او قول داد دروازه های شهر را بر روی او بگشاید اما هنگامی که به حومه شهر رسید خبردار شد که افراد ایائسو فرد خائن را شناسایی و اعدام کرده اند.
بدون این کمک، سپاه کاتسویوری توان فتح شهر را نداشت و کاتسویوری از این امر ناراحت بود چرا که فکر می کرد نام خاندان تاکدا را لکه دار کرده و حاضر نبود که بدون رسیدن به یک فتح آشکار آنجا را ترک کند. پس، به دو دژ کوچکتر حمله کرد و راه خود را به سوی دژ یوشیدا -که ایائسو در آن پناه گرفته بود- گشود. ایائسو مقاومت کرد و کاتسویوری تصمیم گرفت که دژ ناگاشینو را فتح کند. نیروهای ادا نبوناگا و ایائسو به یاری دژ محاصره شده آمدند. در شورای جنگی که کاتسویوری تشکیل داد ژنرالهای قدیمی پدرش رای به بازگشت دادند ولی ژنرالهای جوانتر مشتاق ماندن و جنگیدن بودند. در نهایت تصمیم گرفتند که بمانند به به مصاف سپاه ایائسو-نوبوناگا بروند. سپاه 12000نفری کاتسویوری توسط سپاه 38000نفری مشترک ایائسو و نوبوناگا در هم کوبیده شد. کاتسویوری تعداد 10000نفر سرباز و تعداد زیادی از ژنرالهایش را از دست داد و پس از آن ایالت کیا در سراشیبی سقوط قرارگرفت. مردان وی از دور او پراکنده شدند و هنگامی که در سال1582 ارتش مشترک ایائسو-نوبوناگا به ایالت کیا حمله کرد کاتسویوری و خانواده اش پس از شکست در جنگ هاراگیری کردند.
"وقتی که دشمن در تعداد دست بالا را دارد و وضعیت تو بگونه ای است که انتظار داری هر لحظه مورد حمله قرار بگیری، تمام بهانه های آمادگی رزمی کنار بگذار و اتفاقی عمل کن. مگر اینکه دشمن توصیف دقیقی از وضعیت این رفتار غیرمعمول تو داشته باشد که بدگمانی اش را بیدار کند. اگر شانس بیاوری، ممکن است که از حمله منصرف شود." کتاب 36 استراتژی کهن چینی
تصویر

نینجاها

نینجا ها جنگجویان قدرت مند ژاپنی بودند که در پرده ی از تاریکی و رمز وراز ، مانند روح وبا مشت های نامرئی لرزه بر اندام دشمن خود می انداخت . مفاهیم این فرقه هنوز دست نخورده باقی مانده است و امروزه هنوز به کار می رود . برخی مدارس (نینجو تسو ریو ) استفاده از شوریکن ، گرز های وسایر سلاح ها را اموزش میدهد . با تمام این تفاسیر یادگیری این هنر رزمی نیاز به هیچ گونه سلاحی ندارد .برای نینجا بودن فقطیادگیری روش سکوت کافی نیست شما باید به یک شکار چی باشید یعنی بدانید کی قربانی شما چه حرکاتی می کند.

بریده ای از کتاب اسرار و رموز نینجا نوشته ی هاتوری هانزو.

نینجا ها جکجویان قدرت مند ژاپنی بودند که در پرده ی از تاریکی و رمز وراز ، مانند روح وبا مشت های نامرئی لرزه بر اندام دشمن خود می انداخت . مفاهیم این فرقه هنوز دست نخورده باقی مانده است و امروزه هنوز به کار می رود . برخی مدارس (نینجو تسو ریو ) استفاده از شوریکن ، گرز های وسایر سلاح ها را اموزش میدهد . با تمام این تفاسیر یادگیری این هنر رزمی نیاز به هیچ گونه سلاحی ندارد .

بقول سنسی "یک مرد عریان به تنهایی د ر یک اتاق  خالی قادر به تمرین نینجوتسو است . فرد با همراه سلاح  نمی تواند با سلاح نرم و راحت حرکت  کند . سلاح نینجا می تواند نامرئی بودن ار دید دشمن ورود بی سرو صدا به اماکن و عبوربدون رد پا می باشد . زیبایی این تکنیک در این است که برای استاد شدن در آن  زمان خیلی زیادی لازم نیست . فیزیک و تعدل جسمی مورد نظراین هنر با تمرین زیاد به دست می اید وگاهی افرادی خاصی نمی توانند به این تعادل فیزیکی برسند بهر حال یادگیری این هنرتقریبا برای همه ممکن است . ولی پس از یادگیری مسئولیت سنگینی بر عهده ی هنر آموز است  . و آن عدمسو استفاده از دانسته هاست "جنگیدن آسان است ،حفظ صلح سخت است ."

به همین دلیل نینجا برای صلح و دوستی ارزش زیادی قائل است  .از سالیان متمادی تاکنون پابر جا مانده است و تکنیک های خود را حفظ کرده است . وقتی صلح از میان برود در آن زمان است که نینجا به میدان میاید هیچ کس نینجا را فرا نمی خواند نینحا کاری را که باید انجام شود ، انجام میدهد و سپس نا پدید می شود . ممکن است دانستن فنون و داشتن قدرت فیزیکی برتری موقتی ایجاد می کند ولی قدرت دائمی توسط عشق و محبت ایجاد می شود . و این در س واقعی نینجوتسو است .

در حدود پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح یک فیلسوف چینی بنام سان تسه در کتاب " قوانین تخریب سیاسی و روانی " چنین نوشت

هیچ هنری بالاتر از بین بردن مقاومت دشمن بدون جنگ در میدان نبرد نیست " بنابر این تاکتیک های مستقیم جنگی فقط در میدان نبرد لازم است ولی تاکتیک غیر مستقیم جنگی می تواند در همه جا به پیروزی منجر شود. "هر چیز ارزش مند در منطقه ی دشمن از بین ببرید هرگز کمک ضعیف ترین انسان ها را نادیده نگیرید به هر طریقی میتوانید کارخانه ها و مراکز دولتی دشمن را از بین ببرید .""شایعه و نفاق را بین افراد دشمن رواج دهید جوانان را بر علیه پیران بشورانید به هر روسشی که میتوانید منابع غذایی نطم و نیرو های  فیزیکی دشمنرا نابئپود کنید . " نینجا ی ژاپنی کتملا با تبعیت از این جملات از کتاب معروف جنگ بوجود آمد  . با توجه به گفتار سان تسه ، دیگر نیازی به توضیح نحوه استفاده ی اسفناج بعنوان سلاح نیست . ولی هنر نامرئی بودن بسیار قدیمی تر از این نوشته هاست و سان تسه اولین کسی نبود که این مفاهیم را به عنوان کرد .

مقدمات نینجوتسو 

منشا نینجوتسو در گذر زمان فراموش شده است این هنر رزمی بیشتر در ارتباط جاسوسی چین بود . لغت نینجوتسو در جنگ بین شاهزاده شوتوکو و موریا در سرزمین اومی در قرن ششم بوجود آمد . در این جنگ جنگجویی بنام اوتومو=نو=ساجین ، با جمع آوری  اطلاعات ارزشمند در باره ی نیرو های دشمن پیروزی را برای شاهزاده به ارمغان آورد . در ازای این خدمت او لقب "شینوبی" را گرفت که به معنای پنهان شونده می باشد . با توجه به این مفهوم لغت نینجوتشو به وجود آمد .در اصل  نقش نینجا به دست آوردن  اطلاعات در مورد دشمن و بر هم زدن عملیات دشمن بود . مامورانی با عنوان پرسنل محلی اطلاعات را جمع آوری میکردند ویا برای نینجا در یک مخفیگاه کار میکرد .

یک نفر هم همیشه در جایی مشخص ساکن بود و منتظر دستور بود که اسلیپر مینامند . ماموران دو جانبه نیز برای هر دو طرف کار می کردند . مامورانی نیز وجود دارند که که فقط برای یک ماموریت خاص تعلیم می دیدند و پس از اتمام آن ماموریت دیگر سمتی نداشت . این ماموران از بین مردان و زنان انتخاب می شدند . نینجای زن را کانوچی می نامند که وظیفه ماموریت هایی مانند قتل و تخریب بر عهده داشتند .نینجوتسو یک تکنیک جادویی نمی باشد شما نباید انتظار داشته باشید  که تکه های بدن شما از هم پاشیده و بعد در جایی دیگر دو باره به یکدیگر بپیوندند این هنر بدن شما را شفاف منی کند تا دیده نشود هنر نامرئی بودن در بر گیرنده فنونی است که از آن برای دیده نشدن استفاده میکنیم.

یک نینجا باشید

برای نینجا بودن فقطیادگیری روش سکوت کافی نیست شما باید به یک شکار چی باشید یعنی بدانید کی قربانی شما چه حرکاتی می کند

عادت های او را بررسی کنید الگو های حرکتی او را در ذهن داشته باشید و کارهایی زا که دائمن انجام میدهددر نظر داشته باشید بدین ترتیب می توانید موقعی که او در معرض آسیب بیشتری قرار دارد به تو ضربه بزنید یا این که اورا با عادات خودش مورد حمله قرار دهید

برای نینجا بودن شما باید یک جنگجو باشید یک قاتل نامرئی یعنی انتظار عکس العمل و ضربات شدید را از سوی دشمن داشته با شید ولی استراتژی قوی ترین اسلحه یک مبارز است .برای نینجا بودن باید جادو گر باشید یعنی بتوانید دنیا را متوقف کرده و با چشمان خدا ببینید  این جملات در کتاب mugi-mumei no-jitsu آمده است  که معنی آن "بدون نام ،بدون هنر "است که هنری در مورد جاسوسی است و سر انجام برای نینجا بودن باید قدرتمند باشید باید بیشتر بدانید بیشتر آرزو کنید و ساکت تر باشید

منبع:http://kanzen.mihanblog.com/post/19

قصر اوزاكا

قصری عظیم و با شكوه كه محیط دیوار خارجی آن 13 كیلومتر براورد شده است . مركز چنین د‍ی با دیو.ار های پیچ در پیچ متحدالمركز احاطه شده بود كه دائما تحت مراقبت قرار داشت .  بر روی این دیوار ها ماموران مسلح با هوشیاری از قصر نگهبانی میكردند و مراقب هر خطری بودنند تاریكی شب لحظات خطرناكی به شمار میرفت و تمام نگهبانان به وی‍ه در تاریكی ها مراقب وجود نینجا ها بودنند.

اوزاکا شهری در منطقه کانزای جزیره اصلی ژاپن یعنی هونشوست که در دهانه رود یودو در خلیج اوزاکا واقع شده و پس از توکیو و یوکوهاما سومین شهر پر جمعیت ژاپن است. اوزاکا در لغت به معنای درخت بزرگ یا شیب تند است. این شهر در قدیم نانیوا خوانده میشده و از نظر تاریخی پایتخت اقتصادی ژاپن بوده است. آب و هوای این شهر مرطوب نیمه حاره ایست و چهار فصل را میتوانید در آن تجربه کنید. مشهورترین جاذبه اوزاکا، که با سازه بتونی خود، بیشتر شبیه به موزه ای به شکل یک قصر است تا قصری تاریخی. ساخت این قصر در سال ۱۵۸۳ آغاز شد و در زمان خود بزرگترین قصر اوزاکا بود. در سال ۱۹۳۱ برج بتون آرمه ای قصر به آن اضافه شد و به طور معجزه آسایی از حملات هوایی در امان ماند. این برج توسط دژها، دروازه ها، برجک ها، دیواره های سنگی زیبا و خندق ها احاطه شده. پارک قصر اوزاکا حدود ۲ کیلومتر مربع است و شامل فضاهای سبز، امکانات ورزشی، تالاری چند منظوره و زیارتگاه هوکوکو میباشد. مشهورترین جاذبه اوزاکا، که با سازه بتونی خود، بیشتر شبیه به موزه ای به شکل یک قصر است تا قصری تاریخی. ساخت این قصر در سال ۱۵۸۳ آغاز شد و در زمان خود بزرگترین قصر اوزاکا بود. در سال ۱۹۳۱ برج بتون آرمه ای قصر به آن اضافه شد و به طور معجزه آسایی از حملات هوایی در امان ماند. این برج توسط دژها، دروازه ها، برجک ها، دیواره های سنگی زیبا و خندق ها احاطه شده. پارک قصر اوزاکا حدود ۲ کیلومتر مربع است و شامل فضاهای سبز، امکانات ورزشی، تالاری چند منظوره و زیارتگاه هوکوکو میباشد.