استراتژي دژ خالي

ميدونم درباره اين نبرد گفته بودم ولي بازم نكات جالبي تو اين نبرد هست كه نشان از هوش بالاي توكوگاوا داره...

نبرد ميگاتاهارا


دژی را خالی کن تا دشمن فکر کند که در آن پر از تله است. (کتاب 36 استراتژی)

تاریخ: ششم ژانویه 1573میلادی(دوره سنگوکو)
محل: میکاتا گا هارا، شمال هاماماتسو
نتیجه: عقب نشینی موفق توکوگاوا ایائسو، پیروزی تاکداشینگن

متخاصمین
تاکدا شینگن در برابر  توکوگاوا ایائسو

فرماندهان
تاکدا شینگن،تاکدا کاتسویوری در برابر توکوگاوا ایائسو،ماتسودایرا ایتادا،ساکایی تاداسوگو

استعداد رزمی
28000-30000نفر دربرابر 8000-11000 نفر سرباز به علاوه 3000 نیروی کمکی از اُدا نوبوناگا

تلفات
ناچیز در برابر بسیار سنگین

پس زمینه:
هنگامی که تاکدا شینگن به سن 50 سالگی رسید تنها دایمیو در خاک ژاپن بود که توان لازم برای جلوگیری از فتح تمام خاک ژاپن توسط ادا نوبوناگا را داشت. در آن زمان ژاپن توسط چندین ارباب فئودال -که دایمیو نام داشتند- اداره می شد و پادشاه ژاپن در حقیقت هیچگونه قدرت سیاسی و نظامی برای اداره کشور در اختیار نداشت. شینگن تصمیم گرفت که به جنگ نوبوناگا و متحدش ایائسو توکوگاوا برود و مانع نفوذ آنان در ژاپن شود. شینگن از سن 21 سالگی بر ایالت کیا فرمانروایی کرده و پس از چندی ایالت شینانو را نیز به حوزه نفوذش اضافه کرده بود. شینگن تجربه و مهارت جنگی بسیاری داشت و ژنرالهای خوبی را به خدمت خود گرفته بود. سیستم قانون گذاری، مالیات گیری و مدیریتی شینگن تاثیری عمیق بر دیگر دایمیوهای ژاپن داشت. مهمترین هدف زندگی تاکدا شینگن یکپارچه کردن خاک ژاپن بود. این هدف، سالها بعد -سال 1605 میلادی- توسط هماورد و رقیب او ایائسو توکوگاوا برآورده شد.
نبرد:
همانطور که شینگن از شینانو به سمت جنوب حرکت می کرد به دنبال نیروهای توکوگاوا ایائسو می گشت. شینگن در ابتدا فوتاماتا را تصرف کرد. چند ماه بعد او دوباره به فوتاماتا بازگشت تا آنجا را به عنوان یک پایگاه برای حمله به هاماماتسو بکارگیرد. نیروهای شینگن در جلگه مرتفعی به نام میکاتا در شمال دژ هاماماتسو -که متعلق به ایائسو بود- با نیروهای ایائسو روبرو شدند. بر طبق گزارشهای تاریخی، نفرات شینگن سه برابر نفرات ایائسو بودند. شینگن سربازانش را در آرایش ماهی قرارداد تا دشمن را به حمله ترغیب کند. سربازان ایائسو در یک ردیف ایستاده بودند. در این آرایش، آنها می توانستند بهترین استفاده را از تفنگهای سرپر خود بکنند.
نقشه نبرد:
تصویر

در حدود ساعت 4 بعد از ظهر، بارش برف آغاز شد و تفنگچی های ایائسو به سمت دشمن آتش گشودند. تعدادی از رعایای کشاورز نیز با پرتاب سنگ به آنها یاری می رساندند. سلاح آتشین برای ژاپنی های آن زمان تازگی داشت و احتمالا تعادل طرفین را برهم می زد. ایائسو انتظار داشت تا با برتری سلاح آتشینی که در اختیار دارد بتواند تاکتیکهای شینگن را خنثی کند.

سپس شینگن سواره نظام خود را به سمت دشمن گسیل داشت. سواره نظام شینگن به سمت تفنگچی ها هجوم بردند و بر سر آنها تاختند. تعدادی از سربازان ایائسو ایستادگی کردند اما تعدادی عقب نشینی کرده و یا کشته شدند.

پس از آن، شینگن سوارانش را عقب کشید تا استراحت کنند و سواران تازه نفس را برای یک حمله دیگر اعزام کرد. این سواران تحت فرمان کاتسویوری -پسر شینگن- و اُباتا ماساموری بودند. آنها به زودی به بدنه اصلی نیروهای شینگن پیوستند. این حمله باعث عقب نشینی کامل دشمنانشان شد.
ایائسو یکی از فرماندهانش -اُکوبو تادایو- را فرستاد تا با مردانش در سایگاداکا صف آرایی کند. در این نقطه، فلات مرتفع اندک اندک کم ارتفاع می شد. او به دنبال فرصتی بود تا دوباره با شینگن درگیر شود تا ژنرالهای به دام افتاده اش را نجات دهد اما توسط ناتسومه یوشینوبو ترغیب به عقب نشینی شد. از نظر یوشینوبو زندگی ایائسو مهمتر از زندگی ژنرالهایش بود.  یوشینوبو، خود به صفوف شینگن زد و کشته شد.

پس از آن، ایائسو به دژ هاماماتسو بازگشت. گزارش شده است که تنها 5 سرباز به همراه او مانده بودند. نبرد به سرنوشتی مصیبت آمیز دچارشده بود. با این حال، او دستور داد که دروازه های دژ را باز بگذارند و دستور داد تا با روشن کردن آتش، سپاهیان در حال عقب نشینی را به سمت دژ هدایت کنند. ساکایی تاداسوگو بر یک طبل بزرگ جنگی می کوبید تا افراد بازمانده را دلگرم کند. این تاکتیک "استراتژی دژ خالی空城計" نام دارد. هنگامی که طلایه داران شینگن به فرماندهی بابا نوبوهارو و یاماگاتا ماساکاگه صدای طبل را شنیدند و دروازه های باز دژ و شعله های آتش را دیدند بدگمان شدند که شاید ایائسو برایشان تله گذاشته باشد. آنها  توقف کردند و برای شب اردوگاهی برپاکردند در صورتی که اگر به پیشروی خود ادامه می دادند احتمالا دژ را فتح کرده بودند.

شب هنگام یک گروهان از جنگجویان ایائسو به اردوگاه شینگن حمله کردند و آنها را به یک دره -جایی که امکان کمک گرفتن نداشتند- عقب راندند. شینگن فردای آن روز عقب نشینی کرد. زمستان سخت فرامی رسید و شینگن ترجیح می داد که ادامه عملیات نظامی را به بهار موکول کند ولی اجل به وی مهلت نداد و شینگن در 13 می همان سال -در سن 52 سالگی- درگذشت. می گویند که -بزرگترین رقیب او- کنشین پس از مرگ او گریه کرد چرا که یکی از قوی ترین همآوردهای خود را از دست داده بود. کنشین عمیقا به شینگن احترام می گذاشت. خود ایائسو پس از اینکه در زمان تویوتومی هیده یوشی فرماندار ایالت کیا شد از سبک نظامی شینگن و نوآوری های مدیریتی او بهره گیری کرد و شجاعت او را می ستود. بر روی پرچم شینگن عبارت زیر نقش بسته بود که استراتژی نظامی و سیاسی وی را نمایش می داد:
風林火山
سریع چون باد، خاموش چون جنگل، خشمگین چون آتش و استوار چون کوه.
نبرد میکاتاگاهارا یکی از معروفترین نبردهایی است که تاکدا شینگن انجام داد و یکی از بهترین نمونه ها برای معرفی تاکتیکهای سواره نظام وی می باشد.

پس از نبرد:
در حدود 3ماه پس از نبرد میکاتا گا هارا شینگن مرد و امارت ایالت کیا به پسر 26 ساله اش کاتسویوری رسید. کاتسویوری می خواست که سخصی بزرگ در حد پدر خود باشد، راه او را ادامه دهد و کارهای ناتمام او را کامل کند. 2 سال پس از نبرد میکاتا گا هارا، کاتسویوری ایالت کیا را به قصد حمله به اوکازاکای -پایتخت ایائسو- ترک کرد. او در صفوف ایائسو خائنی یافت که به او قول داد دروازه های شهر را بر روی او بگشاید اما هنگامی که به حومه شهر رسید خبردار شد که افراد ایائسو فرد خائن را شناسایی و اعدام کرده اند.
بدون این کمک، سپاه کاتسویوری توان فتح شهر را نداشت و کاتسویوری از این امر ناراحت بود چرا که فکر می کرد نام خاندان تاکدا را لکه دار کرده و حاضر نبود که بدون رسیدن به یک فتح آشکار آنجا را ترک کند. پس، به دو دژ کوچکتر حمله کرد و راه خود را به سوی دژ یوشیدا -که ایائسو در آن پناه گرفته بود- گشود. ایائسو مقاومت کرد و کاتسویوری تصمیم گرفت که دژ ناگاشینو را فتح کند. نیروهای ادا نبوناگا و ایائسو به یاری دژ محاصره شده آمدند. در شورای جنگی که کاتسویوری تشکیل داد ژنرالهای قدیمی پدرش رای به بازگشت دادند ولی ژنرالهای جوانتر مشتاق ماندن و جنگیدن بودند. در نهایت تصمیم گرفتند که بمانند به به مصاف سپاه ایائسو-نوبوناگا بروند. سپاه 12000نفری کاتسویوری توسط سپاه 38000نفری مشترک ایائسو و نوبوناگا در هم کوبیده شد. کاتسویوری تعداد 10000نفر سرباز و تعداد زیادی از ژنرالهایش را از دست داد و پس از آن ایالت کیا در سراشیبی سقوط قرارگرفت. مردان وی از دور او پراکنده شدند و هنگامی که در سال1582 ارتش مشترک ایائسو-نوبوناگا به ایالت کیا حمله کرد کاتسویوری و خانواده اش پس از شکست در جنگ هاراگیری کردند.
"وقتی که دشمن در تعداد دست بالا را دارد و وضعیت تو بگونه ای است که انتظار داری هر لحظه مورد حمله قرار بگیری، تمام بهانه های آمادگی رزمی کنار بگذار و اتفاقی عمل کن. مگر اینکه دشمن توصیف دقیقی از وضعیت این رفتار غیرمعمول تو داشته باشد که بدگمانی اش را بیدار کند. اگر شانس بیاوری، ممکن است که از حمله منصرف شود." کتاب 36 استراتژی کهن چینی
تصویر

هاتوري هانزو استاد نيزه

هاتوري هانزو استاد نيزه

هاتوری هانزو نیز یکی دیگر از نینجا های جونین های معروف بود که در کار با نیزه مهارت زیادی داشت . او این کار را با حملات سریع و پی درپی و نا پدید شدن به سبک نین جوتسو در یک چشم به هم زدن انجام می داد .

 این یکی از داستان های کسی است که در تاریخ ژاپن با نام هاتوری شیطان (ابلیس) یاد شده است .


با مرگ ساروتوبی ( نینجای میمون" ) هاتوری تصمیم گرفت تا یاغیانی را که بر ضد شوگان با یکدیگر متحد شده بودند با ایجاد حس امنیت کاذب مرعوب سازد . در قلعه یاغیان وقتی از ساروتوبی خبری نمی شود همه نگران و مضطرب می شوند . آنها برای ارتباط و خبر گیری از ساروتوبی نینجای دیگری را می فرستند تا بفهمد چه اتفاقی افتاده . این نینجا پی می برد که از قصر شوگان بیش از حد معمول محافظت می شود و گمان میکند که این امر به خاطر روشی است که معمولا ساروتوبی در پیش می گیرد و میتواند بدون آنکه با مشکلی رو به رو شود به قلعه راه یابد . بی آنکه بفهمد هاتوری عمدا چنین تر تیبی برای اوداده است .

این نینجای شورشی فرصت می یابد تا حرف های که در باره ی دستگیری اعجاب انگیز و فرار ساروتوبی نقل میکردند بعد این که به ظاهر کشته شده بود و جستش را در خندق افتاده بود بشنود . یقینا همان طوری که این نینجا ی یاغی فهمیده  بود ساروتوبی قصد داشت از دست افراد شوگان فرار کند    اما در این هنگام  در دل شب در پیش چشمان او گر چه نتواسته بود با ساروتوبی تماس پیدا کند اما گویی مرد میمون نما را می دید که مخفیانه پشت سر نگهبانان ارباب حرکت می کرد . نینجا ی یاغی با چشمان خود جراحتهای شدید دو نگهبان را که به دست ساروتوبی زخمی شده بودند میدید . هنگامی که نینجای شورشی به قصر اربابش برگشت آنچه را که دیده بود باز میگوید . وپیشنهاد می کند که چون شوگان از دست ساروتوبی به ستوه آمده بود و سخت خسته بود نمی تواند بر ضد آنان عملیات نظامی انجام دهد اما درست بعد گزارش او  جنگجویان شوگان قلعه ی شورشیان را محاصره کردند و بعد از چند روز قلعه ی شورشیان سقوط می کند شورشیانی که از جنگ جان سالم به در بودند تازه در می یابند که هاتوری چقدر زیرکتر از آنان بوده . چون او بعد از آنکه ساروتوبی کشته می شود  خودش نقش ساروتوبی را به عهده می گیرد وبر ضد مردان خویش دست به کار می شود بدون آن که این مطلب را کسی بداند . چون هاتوری فقط این کار را با شوگان در میان گذاشته بود .

                          نین جوتسو - هنر نامرئی شدن (دان اف.دریگر ).

نبرد ميتاكاهارا

پیشرفت‌های نوبوناگا، راهی برای شینگن نگذاشته بود جز آنکه تمام توان و امکاناتش را برای سرکوب این شیطانِ ساگا و متحدانش به کار اندازد. به همین منظور، شینگن عازم تصرف هاماماتسو برای نبرد با ایائسو توکوگاوا شد که متحد نوبوناگا و حایل میان شینگن و کیوتو بود. همان طور که شینگن از شینانو به سمت جنوب حرکت می‌کرد به دنبال نیروهای توکوگاوا ایائسو می‌گشت. شینگن در ابتدا فوتاماتا را تصرف کرد. چند ماه بعد او دوباره به فوتاماتا بازگشت تا آنجا را به عنوان یک پایگاه برای حمله به هاماماتسو به کارگیرد. نیروهای شینگن در جلگهٔ مرتفعی به نام میکاتا در شمال دژ هاماماتسو که متعلق به ایائسو بود، با نیروهای ائتلاف اُدا نوبوناگا و ایائسو توکوگاوا روبه رو شدند. بر طبق گزارش‌ها، نیروهای شینگن بر حسب نفرات، سه برابر نیروهای ائتلاف بودند و شمارشان بیش از سی هزار نفر بود که با توجه به وسعت و جمعیت ژاپن آن روزگار و صدپاره بودنش در آن زمان، حرکت دادن چنین سپاهی، عظیم‌ترین تحرک نظامی تا آن روز بود و این عظمت، نشان از عزم قطعی شینگن برای سرکوب نوبوناگا و تصرف نهایی کیوتو داشت. با این حال و به رغم برتری نیروهای شینگن به لحاظ نفرات، نیروهای ائتلاف با کمک مستشاران اروپاییِ نوبوناگا، مجهز به سلاح آتشین شده بودند و اگرچه نیروهای شینگن نیز از اسلحهٔ آتشین بی بهره نبودند، اما نیروهای دشمن از این حیث، برتری کامل بر نیروهای شینگن داشتنتد. بنابراین لازم بود شگردها و نقشه‌های نبرد، به گونه‌ای طرحریزی شود که اسلحهٔ آتشین نیروهای نوبوناگا و توکوگاوا، بی اثر شود و البته چنین شگردهایی تنها از شخص شینگن، خدایگان نبرد ژاپن، برمی آمد. شینگن سربازانش را در آرایش ماهی قرارداد تا دشمن را به حمله ترغیب کند. سربازان ایائسو در یک ردیف ایستاده بودند. در این آرایش، آنها می‌توانستند بهترین استفاده را از تفنگ‌های سرپر خود بکنند. در حدود ساعت ۴ بعد از ظهر، بارش برف آغاز شد و تفنگداران ائتلاف، به سمت نیروهای شینگن آتش گشودند. تعدادی از رعایای کشاورز نیز با پرتاب سنگ به آنها یاری می‌رساندند. سلاح آتشین برای ژاپنی‌های آن زمان تازگی داشت و احتمالا تعادل طرفین را برهم می‌زد. ایائسو انتظار داشت تا با برتری سلاح آتشینی که در اختیار داشت، بتواند تاکتیک‌های شینگن را خنثی کند، اما تاکتیک‌های شینگن و نحوهٔ طرحریزی حملات و بویژه انتخاب لحظهٔ آغاز نبرد که مصادف با بارش برف شد، برتری اسلحهٔ آتشین نیروهای ائتلاف را خنثی کرد. پس از نخستین نوبت تیراندازی نیروهای دشمن، شینگن سواره نظامش را به حرکت درآورد. سواره نظام شینگن به سمت تفنگداران تاختند. تعدادی از سربازان ایائسو ایستادگی کردند اما تعدادی عقب نشینی کردند و یا کشته شدند. ..
پس از آن، شینگن سوارانش را عقب کشید تا استراحت کنند و سواران تازه نفس را برای یک حمله دیگر اعزام کرد. این سواران تحت فرمان کاتسویوری -پسر شینگن- و اُباتا ماساموری بودند. آنها دشمن را دور زدند و به زودی به بدنهٔ اصلی نیروهای شینگن پیوستند. بخش اعظم نیروهای ائتلاف به دام افتاده بودند و این باعث عقب نشینی کامل بازماندگان نیروهای دشمن شد. ایائسو یکی از فرماندهانش -اُکوبو تادایو- را فرستاد تا با مردانش در سایگاداکا صف آرایی کند. در این نقطه، فلات مرتفع اندک اندک کم ارتفاع می‌شد. او به دنبال فرصتی بود تا دوباره با شینگن درگیر شود تا ژنرال‌های به دام افتاده اش را نجات دهد اما ناتسومه یوشینوبو او را ترغیب به عقب نشینی کرد. از نظر یوشینوبو زندگی ایائسو مهم تر از زندگی ژنرال‌هایش بود. یوشینوبو، خود به صفوف شینگن زد و کشته شد.
پس از آن، ایائسو به دژ هاماماتسو بازگشت. گزارش شده‌است که تنها ۵ سرباز به همراه او مانده بودند. نبرد به سرنوشتی مصیبت آمیز دچارشده بود. با این حال، او دستور داد که دروازه‌های دژ را باز بگذارند و دستور داد تا با روشن کردن آتش، سپاهیان در حال عقب نشینی را به سمت دژ هدایت کنند. ساکایی تاداسوگو بر یک طبل بزرگ جنگی می‌کوبید تا افراد بازمانده را دلگرم کند. این تاکتیک «استراتژی دژ خالی» نام دارد. هنگامی که طلایه داران شینگن به فرماندهی بابا نوبوهارو و یاماگاتا ماساکاگه صدای طبل را شنیدند و دروازه‌های باز دژ و شعله‌های آتش را دیدند بدگمان شدند که شاید ایائسو برایشان تله گذاشته باشد. آنها توقف کردند و برای شب اردوگاهی برپاکردند در صورتی که اگر به پیشروی خود ادامه می‌دادند احتمالا دژ را فتح کرده بودند. شب هنگام یک گروهان از جنگجویان ایائسو به اردوگاه شینگن حمله کردند و آنها را به یک دره -جایی که امکان کمک گرفتن نداشتند- عقب راندند. شینگن فردای آن روز عقب نشینی کرد.نتیجهٔ نبرد مانند همیشه به نحو شگرفی به نفع شینگن بود. تلفات نیروهای متحد توکوگاوا و نوبوناگا با وجود تجهیزشان به سلاح آتشین، در حد همه، و تلفات نیروهای شینگن در حد هیچ بود.نبرد میکاتاگاهارا یکی از معروف‌ترین نبردهایی است که تاکدا شینگن انجام داد و یکی از بهترین نمونه‌ها برای معرفی تاکتیک‌های سواره نظام وی می‌باشد. زمستان سخت فرامی رسید و شینگن ترجیح می‌داد که ادامهٔ عملیات نظامی را به بهار موکول کند ولی اجل به وی مهلت نداد و شینگن در ۱۳ می‌همان سال ۱۵۷۳میلادیدر سن ۵۲ سالگی و در آستانهٔ حملهٔ نهایی به سمت کیوتو درگذشت.

شینگن تاکدا دربرابر ایاسو

شینگن تاکدا دربرابر ایاسو
همزمان با سال‌هایی که شینگن و کنشین در برابر هم متوقف شده بودند و از اتحاد ژاپن بازمانده بودند، در دیگر ایالات ژاپن، نیروهایی تازه به حرکت افتاده بودند تا به کیوتو یورش برند و اختیار امپراطور را به دست بگیرند. یکی از آنان، اُدانوبوناگا بود، امیر ایالت کوچک ساگا(اُزاکا ی امروزی)، که کسی جدیش نمی‌گرفت و حتی یکی از دایمیوها که راهی فتح کیوتو بود، در میان راه، نیروهای خود را وارد ساگا کرده بود، بی آنکه از نوبوناگا اجازه بگیرد یا حتی به فکر برانداختن نوبوناگا باشد، زیرا کسی، ایالت ساگا و دایمیوی آن را داخل معادلات به شمار نمی‌آورد. همین اشتباه محاسبه موجب شد که نوبوناگا ناگهان با قلیلی از سربازانش، بر آن دایمیو بتازد و سپاه بزرگش را نابود سازد و این آغاز ورود نوبوناگا به کشمکش‌های قدرت در عصر سنگوکو بود. اما ورود نوبوناگا در این کشمکش‌ها بر مردم ژاپن ناگوار افتاد، زیرا این خُرده امیر، دردمنشانه‌ترین روش‌ها را برای پیشبرد اهدافش در پیش گرفت، به گونه‌ای که برای نمونه به جرم مقاومت راهبان معبد انریاکو دستور داد سپاهیانش تمام کوهستانی را که این معبد بر فراز آن بود، دوره کنند و بالا بروند و بر سر راه، هر ابادی و هر کشتزار و هر جنبنده‌ای را بسوزانند!! و نوبوناگا با اتکا بر این ارعاب و توحش موفق شد که خود را به کیوتو برساند و آخرین شوگون آشیکاگا را عزل کند و خود را بر امپراطور تحمیل کند و با تأیید امپراطور، به تصرف وحشیانه دیگر ایالت‌ها ادامه دهد. در اینجا بود که شینگن، این خدایگان نبرد و این کشوردار لایق، سکوت و توقف در برابر پیشرفت‌های نوبوناگا را بیش از آن صلاح ندید. هنگامی که شینگن به آستانه ۵۰ سالگی رسید، تنها دایمیو در ژاپن بود که توان و امکانات لازم برای جلوگیری از تصرف سرتاسر خاک ژاپن به دست اُدانوبوناگا را در اختیار داشت و وصول اخبار موحش اقدامات نوبوناگا، شینگن را مصمم به سرکوب نوبوناگا و دفع شر او از سر مردم ساخته بود. بدین جهت، شینگن در ۳ سال آخر زندگانیش، دست به تحرکات نظامی گسترده‌ای زد و نوک پیکان حملاتش را از اژدهای اچیکو(کنشین) به سمت شیطان ساگا(نوبوناگا) برگرداند. حایل میان شینگن و نوبوناگا، در آن مقطع، ایائسو توکوگاوا بود که چندان اهل نبرد به نظر نمی‌رسید و همواره منتظر بود که ببیند نتیجه نبرد دیگران چیست و همین توکوگاوا نهایتاً متحدکننده ژاپن شد! توکوگاوا در آن سال‌ها مرعوب نوبوناگا بود و با او پیمان داشت. پس شینگن برای سرکوب نوبوناگا ابتدا عازم نبرد ایائسو توکوگاوا شد. حماسه‌ای دیگر در حال شکل گیری بود و خدایگان جنگ، ببرکای، برای آخرین بار جهش آغاز کرد و صحنه‌های نفسگیر نبرد میکاتا گاهارا را خلق کرد.

تاریخ ژاپن1500-1600

مقدمه
کشورژاپن معروف به سرزمین آفتاب تابان نیپون به مساحت000/370 کیلومترمربع وباجمعیت300000000نفرحکومتی پادشاهی است. ازسال1500-1600حکومت این کشور به دست سامورایی های جنگ آور آمدووحشت جنگ رامیان مردم به جای گذاشت،ضمناحداقل هرقبیله ای یک سامورایی برای دفاع داشت.قبل ازبه حکومت رسیدن اولیین سامورایی به حکومت خاندان Hojoبرقبایل ژاپن حکومت می کرد.
دقیقابرابردوره ی رسانس دراروپادرژاپن عصر((سامورایی))بود.





درماه مه میلادی سال1500Nobunaga Odaبراین خاندان حمله بردوخانه ی پادشاهUjimasaHojoرادرOdawaraبه آتش کشیدولی باتسلیم شدن پادشاه به مقام امیرژاپن رسید.
اوبسیاری ازقبایل راکه از دستورات اونافرمانی کردندرابه سختی نابودمی کرد،درسال های مختلف شورش های زیادی برعلیه او می شدولی اوهمه ی انهاراسرکوب کردطولانی ترین شورش مربوط بودبه برادرناتنی اوNagamasa Azaiوخواهرناتی اوOichiدوسامورایی درقبیله یOdaniکه پنجاه وچهار سال به طول انجامیدولی باخودکشیNagamasa Azaiاین
شورش سرکوب شد.
نزدیک ترین دوست شاهNobunaga Odaشخصی بودبه نامMitsuhide Akechiکه درتمام جنگ هااوراهمراهی میکرد.

درماه مه سال1582پادشاهNobunagaبرسرندادن کمی ازمالیات برقبیله یSaikaبه فرماندهیMagovichi saikaحمله بردوآنجاراباخاک یکسان کرد.
Magovichi saikaدرسددانتقام درآمدبه همین دلیل به سمت Holnojiخانه یNobunaga Odaحرکت کرد
ازطرفیMitsuhide Akechiبرخودآمدوبرظلم
شاهNobunaga Odaشهادت داد.
پس باارتش بزرگ قبیله ی خوددرژون سال1582میلادی بر شاهNobunaga Oda حمله برد.

بیشترسرداران بزرگ ازسپاه شاه فراری شدندوشاه راتنهاگذاشتند
که بعداًدوسرداربزرگ برای حکومت باهم به جنگ پرداختندکه
نام آن دوHideushi Hashidaو
Iyeiasu Tokogawaبود.
شاهNobunagaوMitsuhideباهم جنگیدندولی با
وجودپیروزیMitsuhideولی بازهم نتوانست دوست قدیمی
خودرابکشدولی دریک لحظهMagovichi Saikaتوانست
باضربه ی تیری ازتفنگ خود،شاه رابکشدوانتقام گیرد.
پادشاهی به دستMitsuhideافتاد.
سرداربزرگ Nobunaga Odaبه نام
Hideushi Hashidaدرسددبرآمدکه حمله را آغازکندو
ازدوست قدیمی خودMagovichi Saikaهم دراین جنگ کمک گرفت،MagovichiتوانستMitsuhideرابه قتل برساند.
ولی خودبه دست تیری که ازفردی ناشناس رهاشدبه قتل رسید.
Hideushiشاه شدوفامیل خودراToyotomiبه معنی شاه شاهان نهاد.
وبه کمک تمام قبایل ژاپن خطرقبیله یHojoراازبین بردواین قبیله راکاملاریشه کن کرد.
ولیIyeiasu Tokogawaسامورایی قبیله یMikawa
به کمک دوستشTdakatsu Hondaبرپادشاه حمله کرد.
Iyeiasuسپاهی به فرماندگیTadakatsuسپاهی فرستاد وHideushiهم سپاهی ازبسیاری ازسامورایی هابرای جنگ به فرماندهی دوستشMitsunari Ishidaاعزام کرد.
دوسپاه درمکانیkugawaبه همدیگررسیدندTadakatsu
درجنگ باMitsunariشکست خوردوبه
پیشIyeiasu وسپاهیانش بازگشت.واینگاه IyeiasuوTadakatsuهردوباسپاهی عظیم برسپاه ناکامل Mitsunariحمله برد،هنوزنیروهای کمکیHideushiنرسیده بودندوازطرفی دیگرهم ازطرف دوسرداربزرگ باسپاهیانی عظیم به نام هایKobaiakawaوKikawaبراوخیانت شد.آنان درمحلی به نامSakigaharaبایکدیگربه ستیزپرداختند.
به هرحال ارتشMitsunariشکست خوردو سردارهای بزرگی مانندSakon Shima
وGinchio Tachibanaو Yoshihiro Shimazo
وبرادرشToyohisaدراین جنگ بزرگ کشته شدندوهمه ی
آنان سردارانHideushiبودند.ولیMitsunariتوانست
فرارکند.
بعدازشکست MitsunariدرSakigahara، Iyeiasuبر
HideushiدرOsakaحمله برد.
اودراین جنگ پیروزشدوتوانستHideushiرابه قتل رساند.
وهمین سبب شدتاژاپن بدستIyeiasu Tokogawaبیفتد.
دراین زمان سرداران بزرگIyeiasuمانندMasamune Date و Yasumasa sakakimaوTasetage sakaiوNaomasa Yiبراو خیانت کرده واز نظر اقتصادی کشوربه تباهی کشیده شد.

Iyeiasuاول شورش هاراسرکوب کردوبعدبه سوی مشکلات اقتصادی رفت.
اواولین کسی بودکه دراداره ی کشورژاپن ازمتخصصان خارجی استفاده کرد،اومتخصصانی ازچین،آمریکاوروس رااستخدام کرد.
وهمین امراقتصادی اوبه اوکمک کردکه خوی جنگجویی در
ژاپن ازبین برود.
اوقانونی مبنی برلغوسمت اشرافی بودن سامورایی هاتنظیم کردو
به اجرادرآورد.
دراین قانون نقل شده بودکه تمام سامورایی هابایدهم شکل
مردم عادی زندگی کنندوهمین قانون بودکه ژاپن راازآن وضع
جنگجویانه نجات دادوآن اقتصادرارونق داد.