شینگن تاکدا دربرابر ایاسو
شینگن تاکدا دربرابر ایاسو
همزمان با سالهایی که شینگن و کنشین در برابر هم متوقف شده بودند و از اتحاد ژاپن بازمانده بودند، در دیگر ایالات ژاپن، نیروهایی تازه به حرکت افتاده بودند تا به کیوتو یورش برند و اختیار امپراطور را به دست بگیرند. یکی از آنان، اُدانوبوناگا بود، امیر ایالت کوچک ساگا(اُزاکا ی امروزی)، که کسی جدیش نمیگرفت و حتی یکی از دایمیوها که راهی فتح کیوتو بود، در میان راه، نیروهای خود را وارد ساگا کرده بود، بی آنکه از نوبوناگا اجازه بگیرد یا حتی به فکر برانداختن نوبوناگا باشد، زیرا کسی، ایالت ساگا و دایمیوی آن را داخل معادلات به شمار نمیآورد. همین اشتباه محاسبه موجب شد که نوبوناگا ناگهان با قلیلی از سربازانش، بر آن دایمیو بتازد و سپاه بزرگش را نابود سازد و این آغاز ورود نوبوناگا به کشمکشهای قدرت در عصر سنگوکو بود. اما ورود نوبوناگا در این کشمکشها بر مردم ژاپن ناگوار افتاد، زیرا این خُرده امیر، دردمنشانهترین روشها را برای پیشبرد اهدافش در پیش گرفت، به گونهای که برای نمونه به جرم مقاومت راهبان معبد انریاکو دستور داد سپاهیانش تمام کوهستانی را که این معبد بر فراز آن بود، دوره کنند و بالا بروند و بر سر راه، هر ابادی و هر کشتزار و هر جنبندهای را بسوزانند!! و نوبوناگا با اتکا بر این ارعاب و توحش موفق شد که خود را به کیوتو برساند و آخرین شوگون آشیکاگا را عزل کند و خود را بر امپراطور تحمیل کند و با تأیید امپراطور، به تصرف وحشیانه دیگر ایالتها ادامه دهد. در اینجا بود که شینگن، این خدایگان نبرد و این کشوردار لایق، سکوت و توقف در برابر پیشرفتهای نوبوناگا را بیش از آن صلاح ندید. هنگامی که شینگن به آستانه ۵۰ سالگی رسید، تنها دایمیو در ژاپن بود که توان و امکانات لازم برای جلوگیری از تصرف سرتاسر خاک ژاپن به دست اُدانوبوناگا را در اختیار داشت و وصول اخبار موحش اقدامات نوبوناگا، شینگن را مصمم به سرکوب نوبوناگا و دفع شر او از سر مردم ساخته بود. بدین جهت، شینگن در ۳ سال آخر زندگانیش، دست به تحرکات نظامی گستردهای زد و نوک پیکان حملاتش را از اژدهای اچیکو(کنشین) به سمت شیطان ساگا(نوبوناگا) برگرداند. حایل میان شینگن و نوبوناگا، در آن مقطع، ایائسو توکوگاوا بود که چندان اهل نبرد به نظر نمیرسید و همواره منتظر بود که ببیند نتیجه نبرد دیگران چیست و همین توکوگاوا نهایتاً متحدکننده ژاپن شد! توکوگاوا در آن سالها مرعوب نوبوناگا بود و با او پیمان داشت. پس شینگن برای سرکوب نوبوناگا ابتدا عازم نبرد ایائسو توکوگاوا شد. حماسهای دیگر در حال شکل گیری بود و خدایگان جنگ، ببرکای، برای آخرین بار جهش آغاز کرد و صحنههای نفسگیر نبرد میکاتا گاهارا را خلق کرد.
همزمان با سالهایی که شینگن و کنشین در برابر هم متوقف شده بودند و از اتحاد ژاپن بازمانده بودند، در دیگر ایالات ژاپن، نیروهایی تازه به حرکت افتاده بودند تا به کیوتو یورش برند و اختیار امپراطور را به دست بگیرند. یکی از آنان، اُدانوبوناگا بود، امیر ایالت کوچک ساگا(اُزاکا ی امروزی)، که کسی جدیش نمیگرفت و حتی یکی از دایمیوها که راهی فتح کیوتو بود، در میان راه، نیروهای خود را وارد ساگا کرده بود، بی آنکه از نوبوناگا اجازه بگیرد یا حتی به فکر برانداختن نوبوناگا باشد، زیرا کسی، ایالت ساگا و دایمیوی آن را داخل معادلات به شمار نمیآورد. همین اشتباه محاسبه موجب شد که نوبوناگا ناگهان با قلیلی از سربازانش، بر آن دایمیو بتازد و سپاه بزرگش را نابود سازد و این آغاز ورود نوبوناگا به کشمکشهای قدرت در عصر سنگوکو بود. اما ورود نوبوناگا در این کشمکشها بر مردم ژاپن ناگوار افتاد، زیرا این خُرده امیر، دردمنشانهترین روشها را برای پیشبرد اهدافش در پیش گرفت، به گونهای که برای نمونه به جرم مقاومت راهبان معبد انریاکو دستور داد سپاهیانش تمام کوهستانی را که این معبد بر فراز آن بود، دوره کنند و بالا بروند و بر سر راه، هر ابادی و هر کشتزار و هر جنبندهای را بسوزانند!! و نوبوناگا با اتکا بر این ارعاب و توحش موفق شد که خود را به کیوتو برساند و آخرین شوگون آشیکاگا را عزل کند و خود را بر امپراطور تحمیل کند و با تأیید امپراطور، به تصرف وحشیانه دیگر ایالتها ادامه دهد. در اینجا بود که شینگن، این خدایگان نبرد و این کشوردار لایق، سکوت و توقف در برابر پیشرفتهای نوبوناگا را بیش از آن صلاح ندید. هنگامی که شینگن به آستانه ۵۰ سالگی رسید، تنها دایمیو در ژاپن بود که توان و امکانات لازم برای جلوگیری از تصرف سرتاسر خاک ژاپن به دست اُدانوبوناگا را در اختیار داشت و وصول اخبار موحش اقدامات نوبوناگا، شینگن را مصمم به سرکوب نوبوناگا و دفع شر او از سر مردم ساخته بود. بدین جهت، شینگن در ۳ سال آخر زندگانیش، دست به تحرکات نظامی گستردهای زد و نوک پیکان حملاتش را از اژدهای اچیکو(کنشین) به سمت شیطان ساگا(نوبوناگا) برگرداند. حایل میان شینگن و نوبوناگا، در آن مقطع، ایائسو توکوگاوا بود که چندان اهل نبرد به نظر نمیرسید و همواره منتظر بود که ببیند نتیجه نبرد دیگران چیست و همین توکوگاوا نهایتاً متحدکننده ژاپن شد! توکوگاوا در آن سالها مرعوب نوبوناگا بود و با او پیمان داشت. پس شینگن برای سرکوب نوبوناگا ابتدا عازم نبرد ایائسو توکوگاوا شد. حماسهای دیگر در حال شکل گیری بود و خدایگان جنگ، ببرکای، برای آخرین بار جهش آغاز کرد و صحنههای نفسگیر نبرد میکاتا گاهارا را خلق کرد.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 14:41 توسط Hassan.m
|
سلام